fogey

[ایالات متحده]/'fəʊgɪ/
[بریتانیا]/'foɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که قدیمی‌مدت یا بسیار محافظه‌کار است؛ کسی که به شیوه‌های قدیمی تفکر یا عمل کردن چسبیده است.
Word Forms
جمعfogeys

عبارات و ترکیب‌ها

old fogey

پیرمردِ سنتی

grumpy old fogey

پیرمردِ عصبانی و سنتی

fashion fogey

فَجیِ قدیمی

traditional fogey

پیرمردِ سنتی

جملات نمونه

a bunch of old fogeys .

یک دسته پیرمردها

I’m not such an old fogey that I can’t remember what it was like to be a student.

من آنقدر پیرمرد نیستم که نتوانم به یاد بیاورم بودن به عنوان دانشجو چه حسی داشت.

He's such a fogey when it comes to technology.

او در مورد فناوری خیلی پیرمرد است.

She's often seen as a fogey because of her traditional values.

او اغلب به دلیل ارزش‌های سنتی‌اش به عنوان یک پیرمرد دیده می‌شود.

The old fogey refused to try any new foods.

آن پیرمرد حاضر نشد هیچ غذای جدیدی را امتحان کند.

Don't be such a fogey, be open to new ideas!

آنقدر پیرمرد نباشید، نسبت به ایده‌های جدید باز باشید!

He's a real fogey when it comes to fashion.

او در مورد مد واقعاً یک پیرمرد است.

The fogey complained about the music being too loud.

آن پیرمرد در مورد صدای بلند موسیقی شکایت کرد.

My grandfather is a bit of a fogey when it comes to social media.

پدربزرگم کمی پیرمرد است وقتی صحبت از رسانه‌های اجتماعی می‌شود.

She's quite the fogey when it comes to following trends.

او در مورد پیروی از روندها کاملاً یک پیرمرد است.

The old fogey only listens to classical music.

آن پیرمرد فقط به موسیقی کلاسیک گوش می‌دهد.

He's a bit of a fogey when it comes to trying new things.

او در مورد امتحان کردن چیزهای جدید کمی پیرمرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید