fogless

[ایالات متحده]/ˈfɒɡləs/
[بریتانیا]/ˈfɔɡləs/

ترجمه

adj. بدون مه

عبارات و ترکیب‌ها

fogless glasses

عینک ضد مه

fogless mirror

آینه ضد مه

fogless spray

اسپری ضد مه

fogless lens

لنز ضد مه

fogless shower

دوش ضد مه

fogless coating

روکش ضد مه

fogless technology

فناوری ضد مه

fogless display

صفحه نمایش ضد مه

fogless window

پنجره ضد مه

fogless environment

محیط بدون مه

جملات نمونه

her fogless glasses made everything clearer.

عینک ضد مه او باعث وضوح بیشتر همه چیز می‌شد.

he enjoyed a fogless morning drive.

او از رانندگی صبحانه بدون مه لذت برد.

the fogless view from the mountain was breathtaking.

منظره بدون مه از کوه نفس‌گیر بود.

with fogless conditions, the race was thrilling.

با شرایط بدون مه، مسابقه هیجان‌انگیز بود.

she prefers fogless days for photography.

او روزهای بدون مه را برای عکاسی ترجیح می‌دهد.

fogless windows provide a better view of the city.

پنجره‌های ضد مه، منظره بهتری از شهر ارائه می‌دهند.

they planned a fogless hike to enjoy the scenery.

آنها یک پیاده‌روی بدون مه برای لذت بردن از مناظر برنامه‌ریزی کردند.

the fogless sky was perfect for stargazing.

آسمان بدون مه برای رصد ستارگان عالی بود.

she wore fogless contact lenses during the game.

او در طول مسابقه لنزهای تماسی ضد مه استفاده کرد.

he loves to cycle on fogless weekends.

او عاشق دوچرخه‌سواری در آخر هفته‌های بدون مه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید