| جمع | fohns |
dry fohn
باد فOHN خشک
fohn effect
اثر فOHN
fohn wind
باد فOHN
strong fohn
فOHN قوی
fohn phenomenon
پدیده فOHN
fohn conditions
شرایط فOHN
fohn zone
منطقه فOHN
warm fohn
فOHN گرم
fohn flow
جریان فOHN
fohn regions
مناطق فOHN
he decided to fohn the project to improve its quality.
او تصمیم گرفت برای بهبود کیفیت آن به پروژه بپیوندد.
many people fohn their opinions during the meeting.
بسیاری از افراد نظرات خود را در طول جلسه بیان کردند.
she asked him to fohn his thoughts on the matter.
او از او خواست تا نظرات خود را در مورد موضوع بیان کند.
it’s important to fohn your skills regularly.
به طور منظم مهارت های خود را تقویت کنید.
we should fohn the report before submitting it.
ما باید گزارش را قبل از ارسال آن تکمیل کنیم.
he took time to fohn his understanding of the topic.
او زمانی را صرف کرد تا درک خود را از موضوع نشان دهد.
they needed to fohn their strategy for the upcoming event.
آنها به یک استراتژی برای رویداد آینده نیاز داشتند.
she encouraged him to fohn his creativity in the project.
او از او خواست تا خلاقیت خود را در پروژه نشان دهد.
to succeed, you must fohn your weaknesses.
برای موفقیت، باید نقاط ضعف خود را شناسایی کنید.
he often fohns his friends for advice.
او اغلب از دوستان خود برای مشورت کمک می گیرد.
dry fohn
باد فOHN خشک
fohn effect
اثر فOHN
fohn wind
باد فOHN
strong fohn
فOHN قوی
fohn phenomenon
پدیده فOHN
fohn conditions
شرایط فOHN
fohn zone
منطقه فOHN
warm fohn
فOHN گرم
fohn flow
جریان فOHN
fohn regions
مناطق فOHN
he decided to fohn the project to improve its quality.
او تصمیم گرفت برای بهبود کیفیت آن به پروژه بپیوندد.
many people fohn their opinions during the meeting.
بسیاری از افراد نظرات خود را در طول جلسه بیان کردند.
she asked him to fohn his thoughts on the matter.
او از او خواست تا نظرات خود را در مورد موضوع بیان کند.
it’s important to fohn your skills regularly.
به طور منظم مهارت های خود را تقویت کنید.
we should fohn the report before submitting it.
ما باید گزارش را قبل از ارسال آن تکمیل کنیم.
he took time to fohn his understanding of the topic.
او زمانی را صرف کرد تا درک خود را از موضوع نشان دهد.
they needed to fohn their strategy for the upcoming event.
آنها به یک استراتژی برای رویداد آینده نیاز داشتند.
she encouraged him to fohn his creativity in the project.
او از او خواست تا خلاقیت خود را در پروژه نشان دهد.
to succeed, you must fohn your weaknesses.
برای موفقیت، باید نقاط ضعف خود را شناسایی کنید.
he often fohns his friends for advice.
او اغلب از دوستان خود برای مشورت کمک می گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید