foiled attempt
تلاش ناموفق
foiled plan
برنامه ناموفق
foiled scheme
طرح ناموفق
foiled plot
نقشه ناموفق
foiled effort
تلاش ناموفق
foiled attack
حمله ناموفق
foiled robbery
سرقت ناموفق
foiled escape
فرار ناموفق
foiled objective
هدف ناموفق
foiled ambition
جاهطلبی ناموفق
the plan was foiled by unexpected circumstances.
برنامهها به دلیل شرایط غیرمنتظره خراب شد.
her attempts to surprise him were foiled.
تلاشهای او برای غافلگیر کردن او بیاثر شد.
the thief's escape was foiled by the police.
فرار دزد به دلیل حضور پلیس بیاثر شد.
his efforts to win the competition were foiled.
تلاشهای او برای برنده شدن در مسابقه بیاثر شد.
the villain's plans were foiled by the hero.
برنامههای شرور توسط قهرمان بیاثر شد.
her dreams of traveling were foiled by the pandemic.
رویاهای او از سفر کردن به دلیل همهگیری ویروس کرونا بیاثر شد.
the project was foiled due to lack of funding.
این پروژه به دلیل کمبود بودجه بیاثر شد.
the secret meeting was foiled by a leak.
جلسه مخفیانه به دلیل نشت اطلاعات لو رفت.
his plans to propose were foiled by bad weather.
برنامههای او برای پیشنهاد دادن به دلیل آب و هوای نامناسب خراب شد.
the escape plan was foiled at the last minute.
برنامه فرار در آخرین لحظه خراب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید