foiled

[ایالات متحده]/fɔɪld/
[بریتانیا]/fɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای تزئینات شبیه برگ
v. جلوگیری شده یا مسدود شده (زمان گذشته foil)

عبارات و ترکیب‌ها

foiled attempt

تلاش ناموفق

foiled plan

برنامه ناموفق

foiled scheme

طرح ناموفق

foiled plot

نقشه ناموفق

foiled effort

تلاش ناموفق

foiled attack

حمله ناموفق

foiled robbery

سرقت ناموفق

foiled escape

فرار ناموفق

foiled objective

هدف ناموفق

foiled ambition

جاه‌طلبی ناموفق

جملات نمونه

the plan was foiled by unexpected circumstances.

برنامه‌ها به دلیل شرایط غیرمنتظره خراب شد.

her attempts to surprise him were foiled.

تلاش‌های او برای غافلگیر کردن او بی‌اثر شد.

the thief's escape was foiled by the police.

فرار دزد به دلیل حضور پلیس بی‌اثر شد.

his efforts to win the competition were foiled.

تلاش‌های او برای برنده شدن در مسابقه بی‌اثر شد.

the villain's plans were foiled by the hero.

برنامه‌های شرور توسط قهرمان بی‌اثر شد.

her dreams of traveling were foiled by the pandemic.

رویاهای او از سفر کردن به دلیل همه‌گیری ویروس کرونا بی‌اثر شد.

the project was foiled due to lack of funding.

این پروژه به دلیل کمبود بودجه بی‌اثر شد.

the secret meeting was foiled by a leak.

جلسه مخفیانه به دلیل نشت اطلاعات لو رفت.

his plans to propose were foiled by bad weather.

برنامه‌های او برای پیشنهاد دادن به دلیل آب و هوای نامناسب خراب شد.

the escape plan was foiled at the last minute.

برنامه فرار در آخرین لحظه خراب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید