foils

[ایالات متحده]/fɔɪlz/
[بریتانیا]/fɔɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورقه‌های نازک ماده، اغلب فلز؛ اقلامی که به عنوان تضاد برای تقویت دیگری عمل می‌کنند؛ نوعی شمشیر که در شمشیربازی استفاده می‌شود؛ بال‌هایی بر روی قایق
v. جلوگیری از دستیابی کسی به چیزی؛ تضاد با چیزی برای تقویت ویژگی‌های آن

عبارات و ترکیب‌ها

foil sheets

ورق‌های آلومینیومی

foil balloons

بادکنک‌های آلومینیومی

foil packaging

بسته‌بندی آلومینیومی

foil wraps

پیچ‌های آلومینیومی

foil cups

لیوان‌های آلومینیومی

foil labels

برچسب‌های آلومینیومی

foil stickers

برچسب‌های چسبی آلومینیومی

foil art

هنر آلومینیومی

foil finish

پوشش آلومینیومی

foil prints

چاپ‌های آلومینیومی

جملات نمونه

she always foils my plans with her clever ideas.

او همیشه با ایده‌هایش نقشه‌های من را خراب می‌کند.

the detective foils the criminal's escape.

مامور پلیس از فرار مجرم جلوگیری می‌کند.

his quick thinking foils any attempt to deceive him.

تفکر سریع او هرگونه تلاشی برای فریب دادن او را خنثی می‌کند.

she foils the competition with her unique strategy.

او با استراتژی منحصر به فردش، رقابت را خنثی می‌کند.

the hero foils the villain's evil plot.

قهرمان طرح شیطانی شرور را خنثی می‌کند.

his careful planning foils any last-minute changes.

برنامه‌ریزی دقیق او هرگونه تغییرات لحظه آخری را خنثی می‌کند.

the new security system foils potential intruders.

سیستم امنیتی جدید از ورود متزلزلین احتمالی جلوگیری می‌کند.

she foils their attempts to sabotage her work.

او از تلاش‌های آن‌ها برای خرابکاری در کارش جلوگیری می‌کند.

the team's strategy foils the opponent's game plan.

استراتژی تیم طرح بازی حریف را خنثی می‌کند.

his intuition often foils their tricks.

غریزه او اغلب از حقه بازی‌های آن‌ها جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید