foldback

[ایالات متحده]/ˈfəʊldbæk/
[بریتانیا]/ˈfoʊldbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیگنال بازگشتی در یک سیستم پایش
Word Forms
جمعfoldbacks

عبارات و ترکیب‌ها

foldback system

سیستم بازخورد

foldback control

کنترل بازخورد

foldback loop

حلقه بازخورد

foldback audio

صدای بازخورد

foldback monitor

مانیتور بازخورد

foldback channel

کانال بازخورد

foldback signal

سیگنال بازخورد

foldback network

شبکه بازخورد

foldback feature

ویژگی بازخورد

foldback device

دستگاه بازخورد

جملات نمونه

we need to adjust the foldback to improve sound quality.

ما نیاز داریم تا بازخورد را تنظیم کنیم تا کیفیت صدا را بهبود بخشیم.

the foldback system allows performers to hear themselves on stage.

سیستم بازخورد به هنرمندان اجازه می‌دهد تا صدای خود را روی صحنه بشنوند.

make sure the foldback is set correctly before the concert starts.

مطمئن شوید که بازخورد قبل از شروع کنسرت به درستی تنظیم شده است.

good foldback can enhance the overall performance experience.

بازخورد خوب می‌تواند تجربه کلی عملکرد را بهبود بخشد.

technicians are responsible for managing the foldback levels during the show.

تکنسین‌ها مسئول مدیریت سطوح بازخورد در طول نمایش هستند.

we encountered issues with the foldback during rehearsal.

ما در طول تمرین با مشکلاتی در مورد بازخورد مواجه شدیم.

the singer requested a higher foldback volume.

خواننده درخواست افزایش حجم بازخورد کرد.

foldback monitors are essential for live performances.

مانیتورهای بازخورد برای اجراهای زنده ضروری هستند.

adjusting the foldback can help reduce feedback issues.

تنظیم بازخورد می‌تواند به کاهش مشکلات بازخورد کمک کند.

proper foldback setup is crucial for a successful event.

تنظیم مناسب بازخورد برای یک رویداد موفق بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید