folklorists

[ایالات متحده]/'foklɔrɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پژوهشگر فولکلور

جملات نمونه

The folklorist studied traditional stories and customs.

مطالعه فولکلوریست در مورد داستان‌ها و آداب و رسوم سنتی.

The folklorist collected folklore from different regions of the country.

فولکلوریست افسانه‌ها و فولکلور را از مناطق مختلف کشور جمع‌آوری کرد.

The folklorist documented the rituals and beliefs of the indigenous tribe.

فولکلوریست آیین‌ها و باورهای قبیله بومی را مستند کرد.

The folklorist analyzed the symbolism in folk tales.

فولکلوریست نمادپردازی را در داستان‌های عامیانه تجزیه و تحلیل کرد.

The folklorist published a book on the cultural heritage of a specific community.

فولکلوریست کتابی در مورد میراث فرهنگی یک جامعه خاص منتشر کرد.

The folklorist conducted fieldwork to document oral traditions.

فولکلوریست برای مستندسازی سنت‌های شفاهی، تحقیقات میدانی انجام داد.

The folklorist collaborated with local storytellers to preserve traditional narratives.

فولکلوریست با راویان محلی برای حفظ روایت‌های سنتی همکاری کرد.

The folklorist presented findings at an international conference on folklore studies.

فولکلوریست یافته‌ها را در یک کنفرانس بین‌المللی در مورد مطالعات فولکلور ارائه کرد.

The folklorist interviewed elders to gather information about cultural practices.

فولکلوریست با بزرگان مصاحبه کرد تا اطلاعاتی در مورد شیوه‌های فرهنگی جمع‌آوری کند.

The folklorist conducted workshops to educate the public about folklore.

فولکلوریست کارگاه‌هایی را برای آموزش عمومی در مورد فولکلور برگزار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید