foments change
ایجاد تغییر
foments growth
ایجاد رشد
foments conflict
ایجاد تضاد
foments discussion
ایجاد بحث
foments innovation
ایجاد نوآوری
foments interest
ایجاد علاقه
foments activity
ایجاد فعالیت
foments awareness
ایجاد آگاهی
foments dialogue
ایجاد گفتگو
foments unity
ایجاد وحدت
the politician's speech foments unrest among the citizens.
سخنرانی سیاستمدار باعث ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی در بین شهروندان میشود.
social media often foments heated debates on various issues.
شبکههای اجتماعی اغلب باعث ایجاد بحثهای داغ در مورد مسائل مختلف میشوند.
the documentary aims to foment awareness about climate change.
این مستند با هدف افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی ساخته شده است.
his actions only foments division within the community.
اقدامات او تنها باعث ایجاد تفرقه در بین مردم میشود.
education can foment positive changes in society.
آموزش میتواند باعث ایجاد تغییرات مثبت در جامعه شود.
the protest was intended to foment change in government policies.
این اعتراض برای ایجاد تغییر در سیاستهای دولتی طراحی شده بود.
fomenting dialogue is essential for resolving conflicts.
ایجاد گفتگو برای حل اختلافات ضروری است.
the charity event seeks to foment community spirit.
این رویداد خیریه به دنبال ایجاد روحیه جمعیتی است.
his controversial remarks fomented a backlash from the audience.
اظهارات بحثبرانگیز او باعث واکنش منفی از سوی مخاطبان شد.
art can foment social change by raising important issues.
هنر میتواند با مطرح کردن مسائل مهم، باعث ایجاد تغییرات اجتماعی شود.
foments change
ایجاد تغییر
foments growth
ایجاد رشد
foments conflict
ایجاد تضاد
foments discussion
ایجاد بحث
foments innovation
ایجاد نوآوری
foments interest
ایجاد علاقه
foments activity
ایجاد فعالیت
foments awareness
ایجاد آگاهی
foments dialogue
ایجاد گفتگو
foments unity
ایجاد وحدت
the politician's speech foments unrest among the citizens.
سخنرانی سیاستمدار باعث ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی در بین شهروندان میشود.
social media often foments heated debates on various issues.
شبکههای اجتماعی اغلب باعث ایجاد بحثهای داغ در مورد مسائل مختلف میشوند.
the documentary aims to foment awareness about climate change.
این مستند با هدف افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی ساخته شده است.
his actions only foments division within the community.
اقدامات او تنها باعث ایجاد تفرقه در بین مردم میشود.
education can foment positive changes in society.
آموزش میتواند باعث ایجاد تغییرات مثبت در جامعه شود.
the protest was intended to foment change in government policies.
این اعتراض برای ایجاد تغییر در سیاستهای دولتی طراحی شده بود.
fomenting dialogue is essential for resolving conflicts.
ایجاد گفتگو برای حل اختلافات ضروری است.
the charity event seeks to foment community spirit.
این رویداد خیریه به دنبال ایجاد روحیه جمعیتی است.
his controversial remarks fomented a backlash from the audience.
اظهارات بحثبرانگیز او باعث واکنش منفی از سوی مخاطبان شد.
art can foment social change by raising important issues.
هنر میتواند با مطرح کردن مسائل مهم، باعث ایجاد تغییرات اجتماعی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید