fondants

[ایالات متحده]/ˈfɒndənts/
[بریتانیا]/ˈfɑːndənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آبنبات نرم; ماده آبنبات نرم

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate fondants

فوندانت‌های شکلاتی

fruit fondants

فوندانت‌های میوه‌ای

vanilla fondants

فوندانت‌های وانیلی

mini fondants

فوندانت‌های کوچک

sweet fondants

فوندانت‌های شیرین

soft fondants

فوندانت‌های نرم

gourmet fondants

فوندانت‌های گوروته

fancy fondants

فوندانت‌های مجلل

rich fondants

فوندانت‌های غنی

dessert fondants

فوندانت‌های دسر

جملات نمونه

fondants are a popular choice for cake decoration.

فوندانت‌ها یک انتخاب محبوب برای تزئین کیک هستند.

many chefs use fondants to create intricate designs.

بسیاری از سرآشپزها از فوندانت برای ایجاد طرح‌های پیچیده استفاده می‌کنند.

you can flavor fondants with different extracts.

می‌توانید فوندانت‌ها را با عصاره‌های مختلف طعم‌دار کنید.

fondants can be rolled out and shaped easily.

می‌توان فوندانت‌ها را به راحتی پهن و شکل داد.

she decorated the cupcakes with colorful fondants.

او ماگ‌کیک‌ها را با فوندانت‌های رنگارنگ تزئین کرد.

fondants can be used to cover entire cakes.

می‌توان از فوندانت‌ها برای پوشش کل کیک استفاده کرد.

making fondants requires some practice and skill.

تهیه فوندانت‌ها نیاز به تمرین و مهارت دارد.

he learned how to make fondants from a cooking class.

او یاد گرفت که چگونه فوندانت را در یک کلاس آشپزی درست کند.

fondants add a smooth finish to desserts.

فوندانت‌ها یک بافت صاف به دسرها اضافه می‌کنند.

different colors of fondants can create stunning effects.

رنگ‌های مختلف فوندانت می‌توانند جلوه‌های خیره‌کننده‌ای ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید