foolery and folly
ابلهگری و نادانی
pure foolery
ابلهگری محض
foolery at best
در بهترین حالت، ابلهگری
sheer foolery
ابلهگری محض
foolery revealed
افشای ابلهگری
foolery exposed
بر ملا شدن ابلهگری
foolery ensues
ابلهگری آغاز میشود
foolery abounds
ابلهگری فراوان است
foolery galore
ابلهگری فراوان
foolery persists
ابلهگری ادامه دارد
his constant foolery annoyed everyone at the party.
ابلهگری مداوم او باعث آزردگی همه در مهمانی شد.
she dismissed his foolery as childish behavior.
او ابلهگری او را به عنوان رفتار کودکانه سرکوب کرد.
foolery can sometimes lead to unexpected fun.
ابلهگری گاهی اوقات میتواند منجر به تفریح غیرمنتظره شود.
they engaged in foolery to lighten the mood.
آنها برای تلطیف فضا به ابلهگری پرداختند.
his foolery was a welcome distraction from the serious discussion.
ابلهگری او یک حواسپرتی خوشایند از بحث جدی بود.
there was a lot of foolery during the rehearsal.
در طول تمرین ابلهگری زیادی وجود داشت.
she couldn't help but laugh at his foolery.
او نتوانست جلوی خنده به ابلهگری او را بگیرد.
foolery often hides deeper truths.
ابلهگری اغلب حقایق عمیقتر را پنهان میکند.
his foolery was met with laughter and applause.
ابلهگری او با خنده و تشویق مواجه شد.
they were known for their foolery at the annual festival.
آنها به خاطر ابلهگری خود در جشنواره سالانه معروف بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید