foolery

[ایالات متحده]/ˈfuːləri/
[بریتانیا]/ˈfuːləri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار احمقانه؛ احمق بودن؛ عمل احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

foolery and folly

ابله‌گری و نادانی

pure foolery

ابله‌گری محض

foolery at best

در بهترین حالت، ابله‌گری

sheer foolery

ابله‌گری محض

foolery revealed

افشای ابله‌گری

foolery exposed

بر ملا شدن ابله‌گری

foolery ensues

ابله‌گری آغاز می‌شود

foolery abounds

ابله‌گری فراوان است

foolery galore

ابله‌گری فراوان

foolery persists

ابله‌گری ادامه دارد

جملات نمونه

his constant foolery annoyed everyone at the party.

ابله‌گری مداوم او باعث آزردگی همه در مهمانی شد.

she dismissed his foolery as childish behavior.

او ابله‌گری او را به عنوان رفتار کودکانه سرکوب کرد.

foolery can sometimes lead to unexpected fun.

ابله‌گری گاهی اوقات می‌تواند منجر به تفریح غیرمنتظره شود.

they engaged in foolery to lighten the mood.

آنها برای تلطیف فضا به ابله‌گری پرداختند.

his foolery was a welcome distraction from the serious discussion.

ابله‌گری او یک حواس‌پرتی خوشایند از بحث جدی بود.

there was a lot of foolery during the rehearsal.

در طول تمرین ابله‌گری زیادی وجود داشت.

she couldn't help but laugh at his foolery.

او نتوانست جلوی خنده به ابله‌گری او را بگیرد.

foolery often hides deeper truths.

ابله‌گری اغلب حقایق عمیق‌تر را پنهان می‌کند.

his foolery was met with laughter and applause.

ابله‌گری او با خنده و تشویق مواجه شد.

they were known for their foolery at the annual festival.

آنها به خاطر ابله‌گری خود در جشنواره سالانه معروف بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید