Despite his reputation as a tough guy, he admits that he was ‘scared witless’ when he first arrived in New York.
با وجود شهرت او به عنوان یک مرد سخت، اعتراف میکند که هنگام ورود اول به نیویورک، «وحشتزده» بوده است.
acting witless in the situation
با رفتاری بیفکرانه در آن وضعیت
she felt witless in his presence
او در حضور او احساس نادانی میکرد.
responding with witless answers
پاسخ دادن با جوابهای بیفکرانه
a witless attempt at humor
تلاشهای بیفکرانه برای شوخی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید