foothold

[ایالات متحده]/'fʊthəʊld/
[بریتانیا]/'fʊt'hold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موقعیت امن یا جایی برای ایستادن (مانند جایی برای پا در حین صعود)
Word Forms
جمعfootholds
شکل سوم شخص مفردfootholds

عبارات و ترکیب‌ها

establish a foothold

ایجاد پایگاه

gain a foothold

کسب موقعیت

secure a foothold

تأمین یک موقعیت

جملات نمونه

It isn't easy to get a foothold as an actor.

به دست آوردن جای پای در نقش بازی کردن آسان نیست.

the company is attempting to gain a foothold in the Russian market.

شرکت در تلاش است تا جای پای خود را در بازار روسیه تثبیت کند.

I hope the textbook will provide a foothold for students of the subject.

امیدوارم کتاب درسی بتواند یک نقطه شروع برای دانشجویان این موضوع فراهم کند.

He found a secure foothold and pulled himself up.

او یک جای پای امن پیدا کرد و خودش را بالا کشید.

Climbers can strap sharp nails on to help get a foothold on a slippery slope.

صخره‌نوردان می‌توانند میخ‌های تیز را به چسباندن به کمک گرفتن جای پا روی یک شیب لغزنده استفاده کنند.

It had its heyday and still enjoys certain popularity.American agrarianism has found a foothold in contemporary economy and working mode and has become a philosophy of tomorrow.

روزهای اوج خود را گذرانده و هنوز از محبوبیت خاصی برخوردار است. زراعت‌گرایی آمریکایی در اقتصاد و روش کار معاصر جایگاهی پیدا کرده و به فلسفه فردا تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید