footmarks

[ایالات متحده]/ˈfʊtmɑːks/
[بریتانیا]/ˈfʊtmɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌هایی که توسط پاها باقی مانده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

follow footmarks

دنبال کردن ردپا

make footmarks

ایجاد ردپا

see footmarks

دیدن ردپا

track footmarks

ردیابی ردپا

find footmarks

پیدا کردن ردپا

remove footmarks

حذف ردپا

leave footmarks

گذاشتن ردپا

analyze footmarks

تجزیه و تحلیل ردپا

document footmarks

مستندسازی ردپا

preserve footmarks

حفظ ردپا

جملات نمونه

the footmarks in the sand led us to the hidden cave.

ردپای روی شن به ما راهنمایی کرد تا به غار پنهان برسیم.

we followed the footmarks to discover where the animals went.

ما ردپاها را دنبال کردیم تا بفهمیم حیوانات کجا رفته‌اند.

the detective examined the footmarks for clues.

مامور پلیس ردپاها را برای یافتن سرنخ بررسی کرد.

footmarks in the snow showed that someone had passed through.

ردپای روی برف نشان داد که کسی از آنجا عبور کرده است.

she noticed footmarks on the wet grass after the rain.

او ردپاهایی روی چمن خیس پس از باران متوجه شد.

the archaeologists found ancient footmarks at the excavation site.

باستان‌شناسان ردپاهای باستانی را در محل حفاری کشف کردند.

footmarks can tell a lot about the creature that made them.

ردپاها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد موجودی که آن‌ها را ایجاد کرده است، ارائه دهند.

they used the footmarks to track the lost hiker.

آنها از ردپاها برای ردیابی کوهنورد گم‌شده استفاده کردند.

the muddy footmarks were evidence of a recent visitor.

ردپای گل‌آلود نشانه‌ای از حضور یک بازدیدکننده اخیر بود.

he carefully documented the footmarks for his research.

او به دقت ردپاها را برای تحقیقات خود مستند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید