forbiddances

[ایالات متحده]/fərˈbɪdənzɪz/
[بریتانیا]/fərˈbɪdənzɪz/

ترجمه

n. ممنوعیت‌ها یا محدودیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

forbiddances apply

اعمال محدودیت‌ها

forbiddances exist

محدودیت‌ها وجود دارند

forbiddances listed

محدودیت‌های فهرست‌شده

forbiddances enforced

محدودیت‌ها اعمال می‌شوند

forbiddances noted

محدودیت‌ها ذکر شده‌اند

forbiddances discussed

محدودیت‌ها مورد بحث قرار گرفتند

forbiddances highlighted

محدودیت‌ها برجسته شدند

forbiddances reviewed

محدودیت‌ها مورد بررسی قرار گرفتند

forbiddances clarified

محدودیت‌ها روشن شدند

forbiddances ignored

محدودیت‌ها نادیده گرفته شدند

جملات نمونه

there are many forbiddances in this ancient culture.

در این فرهنگ باستانی ممنوعیت‌های زیادی وجود دارد.

his forbiddances made it difficult to enjoy the party.

ممنوعیت‌های او باعث شد از مهمانی لذت بردن دشوار باشد.

understanding the forbiddances of the community is essential.

درک ممنوعیت‌های جامعه ضروری است.

she respected the forbiddances of her elders.

او از ممنوعیت‌های بزرگترهای خود احترام گذاشت.

forbiddances can vary greatly between cultures.

ممنوعیت‌ها می‌توانند در بین فرهنگ‌ها بسیار متفاوت باشند.

they discussed the forbiddances during their meeting.

آنها ممنوعیت‌ها را در طول جلسه خود مورد بحث قرار دادند.

breaking the forbiddances can lead to serious consequences.

نقض ممنوعیت‌ها می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

many forbiddances are rooted in tradition.

بسیاری از ممنوعیت‌ها ریشه در سنت دارد.

he was unaware of the forbiddances in the new environment.

او از ممنوعیت‌های محیط جدید بی‌خبر بود.

forbiddances often reflect the values of a society.

ممنوعیت‌ها اغلب ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید