permissions

[ایالات متحده]/pəˈmɪʃənz/
[بریتانیا]/pərˈmɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اجازه دادن به وقوع چیزی؛ حقوق یا امتیازاتی که برای انجام چیزی اعطا می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

access permissions

مجوزهای دسترسی

file permissions

مجوزهای فایل

user permissions

مجوزهای کاربر

edit permissions

مجوزهای ویرایش

view permissions

مجوزهای مشاهده

grant permissions

اعطای مجوز

revoke permissions

ابطال مجوز

set permissions

تنظیم مجوز

check permissions

بررسی مجوز

change permissions

تغییر مجوز

جملات نمونه

he requested permissions to access the restricted area.

او درخواست مجوز برای دسترسی به منطقه محدود کرد.

permissions are needed to install new software.

برای نصب نرم‌افزار جدید به مجوزها نیاز است.

she granted permissions for the team to use the resources.

او مجوزها را برای استفاده تیم از منابع اعطا کرد.

without proper permissions, you cannot edit the document.

بدون مجوزهای مناسب، نمی‌توانید سند را ویرایش کنید.

the system checks user permissions before allowing access.

سیستم قبل از اجازه دسترسی، مجوزهای کاربر را بررسی می‌کند.

he was denied permissions to view the confidential files.

به او اجازه دسترسی به فایل‌های محرمانه داده نشد.

make sure you have the necessary permissions for this project.

مطمئن شوید که مجوزهای لازم برای این پروژه را دارید.

the administrator can modify user permissions at any time.

مدیر می‌تواند مجوزهای کاربر را در هر زمان تغییر دهد.

permissions can be set individually for each user.

می‌توان مجوزها را به صورت جداگانه برای هر کاربر تنظیم کرد.

it’s important to review permissions regularly for security.

بررسی منظم مجوزها برای امنیت مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید