forebodes

[ایالات متحده]/fɔːˈbəʊdz/
[بریتانیا]/fɔrˈboʊdz/

ترجمه

v. نشان دادن یا پیش‌بینی کردن اینکه چیزی بد اتفاق خواهد افتاد

عبارات و ترکیب‌ها

forebodes disaster

پیش‌بینی کننده فاجعه

forebodes change

پیش‌بینی کننده تغییر

forebodes trouble

پیش‌بینی کننده مشکلات

forebodes doom

پیش‌بینی کننده سرنوشت شوم

forebodes conflict

پیش‌بینی کننده درگیری

forebodes failure

پیش‌بینی کننده شکست

forebodes loss

پیش‌بینی کننده از دست دادن

forebodes chaos

پیش‌بینی کننده هرج و مرج

forebodes pain

پیش‌بینی کننده درد

forebodes uncertainty

پیش‌بینی کننده عدم قطعیت

جملات نمونه

the dark clouds forebode a storm.

ابرهای تیره نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان هستند.

his silence forebodes trouble ahead.

سکوت او حاکی از مشکلات پیش رو است.

the sudden chill in the air forebodes winter's arrival.

سرمای ناگهانی در هوا نشان‌دهنده نزدیک شدن زمستان است.

the eerie sounds forebode something sinister.

صدای عجیب و غریب نشان‌دهنده اتفاقی شوم است.

her dreams forebode significant changes in her life.

رویاهای او نشان‌دهنده تغییرات مهم در زندگی‌اش هستند.

the stock market crash forebodes economic instability.

سقوط بازار سهام نشان‌دهنده بی‌ثباتی اقتصادی است.

the omens forebode a difficult journey ahead.

نشانه‌ها نشان‌دهنده یک سفر دشوار در پیش هستند.

the low attendance at the event forebodes its failure.

حضور کم در این رویداد نشان‌دهنده شکست آن است.

his pale face forebodes illness.

پوست رنگ پریده او نشان‌دهنده بیماری است.

the unusual behavior of the animals forebodes an earthquake.

رفتار غیرمعمول حیوانات نشان‌دهنده وقوع زلزله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید