the costs properly incident to a suit for foreclosure or redemption.
هزینههای مرتبط به طور مناسب با دادخواست برای تملک یا بازخرید.
The classic case is someone on the brink of foreclosure . some investors check court records of divorces arrearages ,upcoming bankruptcy proceedings to find such people .
یک مورد کلاسیک، فردی است که در آستانه تملک قرار دارد. برخی از سرمایه گذاران سوابق دادگاه را برای یافتن چنین افرادی بررسی می کنند.
The bank initiated foreclosure proceedings on the property.
بانک روند تملک را در مورد ملک آغاز کرد.
Many families faced foreclosure during the economic crisis.
خانوادههای زیادی در طول بحران اقتصادی با تملک مواجه شدند.
The foreclosure sale attracted many potential buyers.
فروش تملک بسیاری از خریداران بالقوه را جذب کرد.
She lost her home due to foreclosure.
او به دلیل تملک خانهاش را از دست داد.
Foreclosure can have a significant impact on one's credit score.
تملک میتواند تأثیر قابل توجهی بر نمره اعتباری یک فرد داشته باشد.
The foreclosure process can be complex and lengthy.
فرآیند تملک میتواند پیچیده و طولانی باشد.
He was unable to prevent the foreclosure of his property.
او نتوانست از تملک ملک خود جلوگیری کند.
Foreclosure auctions are common in the real estate market.
حراجیهای تملک در بازار املاک و مستغلات رایج است.
The foreclosure rate in the city has been increasing steadily.
نرخ تملک در شهر به طور پیوسته در حال افزایش است.
She struggled to avoid foreclosure by seeking financial assistance.
او برای جلوگیری از تملک تلاش کرد و به دنبال کمکهای مالی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید