forecourt

[ایالات متحده]/'fɔːkɔːt/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌkɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیاط جلویی؛ (بسکتبال) محوطه جلویی توپ.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

service station forecourt

حیاط ایستگاه سوخت

petrol station forecourt

حیاط ایستگاه بنزین

جملات نمونه

The cars were lined up neatly in the forecourt of the dealership.

ماشین‌ها به ترتیب در فضای باز نمایشگاه خودرو مرتب شده بودند.

Customers often gather in the forecourt before entering the store.

مشتریان اغلب قبل از ورود به مغازه در فضای باز جمع می شوند.

The gas station attendant was sweeping the forecourt.

خدمتکار ایستگاه سوخت فضای باز را جارو می کرد.

The forecourt was decorated with festive lights for the holiday season.

فضای باز با چراغ های جشن برای تعطیلات تزئین شده بود.

The hotel's forecourt was bustling with guests checking in and out.

فضای باز هتل مملو از مهمانانی بود که وارد و خارج می شدند.

She waited nervously in the forecourt for her interview.

او با نگرانی در فضای باز برای مصاحبه خود منتظر ماند.

The forecourt of the museum was filled with sculptures and art installations.

فضای باز موزه مملو از مجسمه ها و سازه های هنری بود.

The forecourt of the church was where the congregation gathered before services.

فضای باز کلیسا جایی بود که جمعيت قبل از خدمات گرد هم می آمدند.

The forecourt of the shopping mall was transformed into a temporary ice skating rink for the winter.

فضای باز مرکز خرید به یک زمین اسکیت روی یخ موقت برای زمستان تبدیل شد.

The forecourt of the palace was grand and imposing, with statues of historical figures lining the pathway.

فضای باز کاخ بزرگ و باشکوه بود و مجسمه های چهره های تاریخی مسیر را زینت می دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید