backcourt defense
دفاع در خط پشتی
guard the backcourt
حفظ و مراقبت از خط پشتی
backcourt pressure
فشار در خط پشتی
control the backcourt
کنترل خط پشتی
backcourt battle
نبرد در خط پشتی
backcourt scoring
امتیازگیری در خط پشتی
weak backcourt defense
دفاع ضعیف در خط پشتی
backcourt turnover
از دست دادن توپ در خط پشتی
backcourt passing lanes
مسیرهای پاس در خط پشتی
the backcourt players need to communicate effectively.
بازیکنان خط دفاعی نیاز به برقراری ارتباط موثر دارند.
she made a brilliant pass from the backcourt.
او یک پاس عالی از خط دفاعی انجام داد.
the coach emphasized the importance of backcourt defense.
مربی بر اهمیت دفاع خط دفاعی تاکید کرد.
he is known for his quickness in the backcourt.
او به خاطر سرعتش در خط دفاعی شناخته شده است.
the team relies heavily on its backcourt scoring.
تیم به شدت به امتیازگیری خط دفاعی متکی است.
backcourt turnovers can change the game's momentum.
اشتباهات خط دفاعی میتوانند روند بازی را تغییر دهند.
the backcourt duo worked well together all season.
زوج خط دفاعی در طول فصل به خوبی با هم کار کردند.
he was drafted for his skills in the backcourt.
او به خاطر مهارتهایش در خط دفاعی انتخاب شد.
the backcourt strategy was crucial for their victory.
استراتژی خط دفاعی برای پیروزی آنها بسیار مهم بود.
she plays a key role in the backcourt for her team.
او نقش کلیدی را در خط دفاعی تیمش ایفا میکند.
backcourt defense
دفاع در خط پشتی
guard the backcourt
حفظ و مراقبت از خط پشتی
backcourt pressure
فشار در خط پشتی
control the backcourt
کنترل خط پشتی
backcourt battle
نبرد در خط پشتی
backcourt scoring
امتیازگیری در خط پشتی
weak backcourt defense
دفاع ضعیف در خط پشتی
backcourt turnover
از دست دادن توپ در خط پشتی
backcourt passing lanes
مسیرهای پاس در خط پشتی
the backcourt players need to communicate effectively.
بازیکنان خط دفاعی نیاز به برقراری ارتباط موثر دارند.
she made a brilliant pass from the backcourt.
او یک پاس عالی از خط دفاعی انجام داد.
the coach emphasized the importance of backcourt defense.
مربی بر اهمیت دفاع خط دفاعی تاکید کرد.
he is known for his quickness in the backcourt.
او به خاطر سرعتش در خط دفاعی شناخته شده است.
the team relies heavily on its backcourt scoring.
تیم به شدت به امتیازگیری خط دفاعی متکی است.
backcourt turnovers can change the game's momentum.
اشتباهات خط دفاعی میتوانند روند بازی را تغییر دهند.
the backcourt duo worked well together all season.
زوج خط دفاعی در طول فصل به خوبی با هم کار کردند.
he was drafted for his skills in the backcourt.
او به خاطر مهارتهایش در خط دفاعی انتخاب شد.
the backcourt strategy was crucial for their victory.
استراتژی خط دفاعی برای پیروزی آنها بسیار مهم بود.
she plays a key role in the backcourt for her team.
او نقش کلیدی را در خط دفاعی تیمش ایفا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید