foredate event
رویداد پیشین
foredate meeting
جلسه پیشین
foredate deadline
مهلت مقرر پیشین
foredate agreement
توافق پیشین
foredate schedule
برنامه ریزی پیشین
foredate submission
ارائه پیشین
foredate contract
قرارداد پیشین
foredate plan
برنامه پیشین
foredate notice
اعلان پیشین
foredate proposal
پیشنهاد پیشین
the evidence seems to foredate the official records.
شواهد نشان میدهد که این موضوع از سوابق رسمی قدیمیتر است.
she discovered a letter that foredates their relationship.
او نامهای کشف کرد که از رابطه آنها قدیمیتر بود.
the artifacts foredate the arrival of european settlers.
این آثار باستانی از ورود مهاجران اروپایی قدیمیتر هستند.
his research foredates the modern theories on this topic.
تحقیقات او از نظریات مدرن در این زمینه قدیمیتر است.
the ancient ruins foredate any known civilization in the area.
این ویرانههای باستانی از هر تمدن شناخته شده در این منطقه قدیمیتر هستند.
documents that foredate the event are crucial for the investigation.
مدارکی که از زمان وقوع رویداد قدیمیتر هستند برای تحقیقات بسیار مهم هستند.
she found a diary that foredates her grandmother's life.
او دفتر خاطراتی پیدا کرد که از زندگی مادربزرگش قدیمیتر بود.
the findings foredate the scientific consensus on climate change.
یافتهها از اجماع علمی در مورد تغییرات آب و هوایی قدیمیتر هستند.
his theory foredates the current understanding of genetics.
نظریه او از درک فعلی ژنتیک قدیمیتر است.
they discovered paintings that foredate the known history of the region.
آنها نقاشیهایی کشف کردند که از تاریخ شناخته شده منطقه قدیمیتر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید