foredate

[ایالات متحده]/ˈfɔː.deɪt/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌdeɪt/

ترجمه

vt. تاریخ را زودتر از تاریخ واقعی پر کردن; چیزی را به تاریخ گذشته برگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

foredate event

رویداد پیشین

foredate meeting

جلسه پیشین

foredate deadline

مهلت مقرر پیشین

foredate agreement

توافق پیشین

foredate schedule

برنامه ریزی پیشین

foredate submission

ارائه پیشین

foredate contract

قرارداد پیشین

foredate plan

برنامه پیشین

foredate notice

اعلان پیشین

foredate proposal

پیشنهاد پیشین

جملات نمونه

the evidence seems to foredate the official records.

شواهد نشان می‌دهد که این موضوع از سوابق رسمی قدیمی‌تر است.

she discovered a letter that foredates their relationship.

او نامه‌ای کشف کرد که از رابطه آنها قدیمی‌تر بود.

the artifacts foredate the arrival of european settlers.

این آثار باستانی از ورود مهاجران اروپایی قدیمی‌تر هستند.

his research foredates the modern theories on this topic.

تحقیقات او از نظریات مدرن در این زمینه قدیمی‌تر است.

the ancient ruins foredate any known civilization in the area.

این ویرانه‌های باستانی از هر تمدن شناخته شده در این منطقه قدیمی‌تر هستند.

documents that foredate the event are crucial for the investigation.

مدارکی که از زمان وقوع رویداد قدیمی‌تر هستند برای تحقیقات بسیار مهم هستند.

she found a diary that foredates her grandmother's life.

او دفتر خاطراتی پیدا کرد که از زندگی مادربزرگش قدیمی‌تر بود.

the findings foredate the scientific consensus on climate change.

یافته‌ها از اجماع علمی در مورد تغییرات آب و هوایی قدیمی‌تر هستند.

his theory foredates the current understanding of genetics.

نظریه او از درک فعلی ژنتیک قدیمی‌تر است.

they discovered paintings that foredate the known history of the region.

آنها نقاشی‌هایی کشف کردند که از تاریخ شناخته شده منطقه قدیمی‌تر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید