aforementioned

[ایالات متحده]/əfɔː'menʃənd/
[بریتانیا]/ə,fɔr'mɛnʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلاً ذکر شده؛ فوق‌الذکر

عبارات و ترکیب‌ها

aforementioned details

جزئیات فوق‌الذکر

the aforementioned statement

اظهارات فوق‌الذکر

جملات نمونه

The aforementioned person was at the scene of the accident.

شخص مذکور در صحنه حادثه حضور داشت.

songs from the aforementioned album.

آهنگ‌هایی از آلبوم مذکور.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید