foreguard

[ایالات متحده]/ˈfɔːɡɑːd/
[بریتانیا]/ˈfɔːrɡɑːrd/

ترجمه

n. بخش اصلی ارتش، ناوگان یا گروه؛ جلوی یک حرکت یا روند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

foreguard duty

خدمت پیش‌گویی

foreguard position

موقعیت پیش‌گویی

the foreguard

پیش‌گویی

foreguard post

پست پیش‌گویی

foreguard team

تیم پیش‌گویی

foreguarded the

پیش‌گویی شده

foreguarding the

پیش‌گویی کردن

main foreguard

پیش‌گویی اصلی

foreguard unit

واحد پیش‌گویی

foreguard commander

فرمانده پیش‌گویی

جملات نمونه

the foreguard secured the perimeter before the main force arrived.

پیش‌گارد قبل از ورود نیروی اصلی مرز را امن کرد.

our foreguard spotted enemy movements in the distance.

پیش‌گارد ما حرکات دشمن را در فاصله‌ی دور مشاهده کرد.

the foreguard established a defensive position on the hill.

پیش‌گارد در تپه یک موقعیت دفاعی ایجاد کرد.

captain chen commanded the foreguard during the operation.

کاپیتان چن در طول عملیات پیش‌گارد را فرماندهی کرد.

the foreguard radioed coordinates back to headquarters.

پیش‌گارد مختصات را به سرکانسیون بازگرداند.

enemy fire targeted our foreguard at dawn.

گلوله‌های دشمن در صبح به پیش‌گارد ما هدف قرار گرفت.

the foreguard withdrew to secondary positions under cover.

پیش‌گارد تحت پوشش به موقعیت‌های ثانویه پس‌گویی کرد.

reconnaissance teams served as the foreguard for the battalion.

تیم‌های اطلاع‌آگاه به عنوان پیش‌گارد برای نیروی اردو خدمت کردند.

the foreguard encountered heavy resistance at the bridge.

پیش‌گارد در پل با مقاومت سنگین مواجه شد.

general lee praised the foreguard's bravery.

عمیدار لی جرأت پیش‌گارد را ستایش کرد.

the foreguard maintained constant vigilance throughout the night.

پیش‌گارد در طول شب نظارت مداومی حفظ کرد.

supporting fire covered the foreguard's advance.

پشتیبانی گلوله‌های پیش‌گارد را پوشش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید