forelegs

[ایالات متحده]/ˈfɔːlɛɡz/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌlɛɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاهای جلو یک حیوان

عبارات و ترکیب‌ها

strong forelegs

چهارپایان قوی

forelegs position

موقعیت چهارپایان

forelegs movement

حرکت چهارپایان

flexible forelegs

چهارپایان انعطاف پذیر

forelegs strength

قدرت چهارپایان

forelegs support

حمایت چهارپایان

muscular forelegs

چهارپایان عضلانی

forelegs grip

گرفتن چهارپایان

forelegs balance

تعادل چهارپایان

forelegs power

قدرت چهارپایان

جملات نمونه

the horse used its powerful forelegs to jump over the fence.

اسب از پنجه جلوی قدرتمند خود برای پریدن از روی حصار استفاده کرد.

the kangaroo balances on its strong forelegs while moving.

کانگورو در حین حرکت روی پنجه جلوی قوی خود تعادل دارد.

the dog scratched the ground with its forelegs.

سگ با پنجه جلوی خود زمین را خراشید.

the cat stretched its forelegs after a long nap.

گربه بعد از یک چرت طولانی پنجه جلوی خود را دراز کرد.

the animal dug a hole using its forelegs.

حیوان با استفاده از پنجه جلوی خود گودالی کند.

the bear stood on its hind legs, using its forelegs for balance.

خرس روی دو پای عقب خود ایستاد و از پنجه جلوی خود برای حفظ تعادل استفاده کرد.

the elephant waved its forelegs to communicate with others.

فیل برای برقراری ارتباط با دیگران با پنجه جلوی خود دست تکان داد.

the goat climbed the rocky terrain using its agile forelegs.

بز با استفاده از پنجه جلوی چابک خود از زمین سنگی بالا رفت.

the rabbit thumped the ground with its forelegs to warn others.

خرس با استفاده از پنجه جلوی خود زمین را کوبید تا دیگران را آگاه کند.

the lion rested its forelegs while lying in the sun.

شیر در حالی که زیر نور آفتاب دراز کشیده بود، پنجه جلوی خود را استراحت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید