forelimb

[ایالات متحده]/'fɔːlɪm/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌlɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندام پیشین؛ بخشی از اندام پیشین یا بال.

جملات نمونه

brachium:The part of the upper arm or forelimb extending from the shoulder to the elbow.

برکیوم: قسمتی از بازوی بالایی یا اندام پیشین که از شانه به آرنج امتداد دارد.

type genus of the Pygopodidae; snake-shaped pleurodont lizard with no forelimbs and only rudimentary hind limbs.

سرده نوع از Pygopodidae; مارمولکی پلوئودنت مار شکل بدون اندام جلویی و فقط اندام خلفی ابتدایی.

Test surface righting reflex,cliff avoidance reflex,negative geotaxis reflex,air righting reflex and forelimb grip reflex of ninety-three rats.

آزمایش رفلکس راست کردن سطح، رفلکس اجتناب از صخره، رفلکس ژئوتاکسی منفی، رفلکس راست کردن هوا و رفلکس گرفتن پنجه جلوی ۹۳ موش.

The cat uses its forelimbs to catch its prey.

گربه از اندام جلوی خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کند.

The forelimbs of a bird are adapted for flight.

اندام جلوی پرندگان برای پرواز سازگار شده است.

The forelimb bones of mammals are homologous to the bones in the human arm.

استخوان‌های اندام جلوی پستانداران با استخوان‌های موجود در بازوی انسان همسان هستند.

The forelimbs of primates are highly flexible and dexterous.

اندام جلوی پر داران بسیار انعطاف پذیر و چابک هستند.

The forelimbs of a horse are powerful and used for running.

اندام جلوی اسب قدرتمند و برای دویدن استفاده می‌شود.

The forelimbs of a frog are adapted for jumping and swimming.

اندام جلوی قورباغه برای پرش و شنا سازگار شده است.

The forelimb of a chimpanzee is similar in structure to a human arm.

اندام جلوی شامپانزه از نظر ساختاری شبیه به بازوی انسان است.

The forelimbs of a bat are modified into wings for flying.

اندام جلوی خفاش به بال برای پرواز تبدیل شده است.

The forelimbs of a seal are adapted for swimming in the water.

اندام جلوی فوک برای شنا در آب سازگار شده است.

The forelimbs of a sloth are specialized for hanging from trees.

اندام جلوی تنبل برای آویزان شدن از درختان تخصصی شده است.

نمونه‌های واقعی

It had long powerful forelimbs, ending in three blade-like claws.

او اندام جلوی قوی و طولانی با سه چنگال شبیه به تیغه داشت.

منبع: Jurassic Fight Club

Like, when primates and squirrels get more practice using their forelimbs to climb trees, that can favor a bigger cerebellum.

مثل این که وقتی میمون‌ها و سنجاب‌ها بیشتر تمرین می‌کنند تا از اندام جلوی خود برای بالا رفتن از درختان استفاده کنند، این می‌تواند به نفع یک مخچه بزرگتر باشد.

منبع: Simple Psychology

The shape of the creature's hands and forelimbs suggest it was a skillful and powerful digger, scientists say.

شکل دست‌ها و اندام‌های جلوی این موجود نشان می‌دهد که یک حفرکننده ماهر و قدرتمند بوده است، دانشمندان می‌گویند.

منبع: VOA Special English: World

There were even the remains of an apparent membrane on the forelimb, kind of like a bat’s wing.

حتی بقایایی از یک غشاء ظاهری روی اندام جلوی وجود داشت، تقریباً مانند بال یک خفاش.

منبع: SciShow Collection

So the entire animal wasn't much bigger than a single Deinocheirus forelimb.

بنابراین کل حیوان خیلی بزرگتر از یک اندام جلوی Deinocheirus نبود.

منبع: Paleontology Popular Science

First off, we know that Broomistega is not the burrow creator, because it didn't have strong forelimbs for digging.

اول از همه، می‌دانیم که Broomistega خالق لانه نیست، زیرا اندام جلوی قوی برای حفر کردن نداشت.

منبع: PBS Earth - Animal Fun Facts

Its heart beat slowly and its forelimbs were sprawled out on either side of its head.

قلبش به آرامی می‌زد و اندام‌های جلوی‌اش در هر دو طرف سرش کشیده شده بودند.

منبع: PBS Earth - Animal Fun Facts

Birds, bats, and pterosaurs all took to the skies, with the help of modified forelimbs that served as wings.

پرندگان، خفاش‌ها و پتروسورها همه با کمک اندام‌های جلوی اصلاح‌شده که به عنوان بال عمل می‌کردند، به آسمان رفتند.

منبع: PBS Earth - Animal Fun Facts

It's called a ballistic launch, so they can use the power from there, like ligaments and muscles, to push off the ground using their forelimbs.

به آن پرتاب گلوله می‌گویند، بنابراین آنها می‌توانند از آنجا، مانند رباط‌ها و عضلات، از قدرت خود برای پرتاب از زمین با استفاده از اندام‌های جلوی خود استفاده کنند.

منبع: Reel Knowledge Scroll

The pangolin and armadillo eat termites or ants and have a long snout, reduced teeth, a long, sticky tongue, and strong forelimbs for opening burrows.

مارگ و آرمادیلو مورچه خوار یا سوسک خوار هستند و دارای پوزه بلندی، دندان‌های کم، زبانی بلند و چسبناک و اندام‌های جلوی قوی برای باز کردن لانه‌ها هستند.

منبع: University of Alberta - Dinosaur Paleontology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید