foreshank

[ایالات متحده]/ˈfɔːʃæŋk/
[بریتانیا]/ˈfɔrʃæŋk/

ترجمه

n. قسمت بالایی گوشت از پای جلو گاو؛ گوشت از قسمت بالایی پای جلو گاو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

foreshank cut

برش گوشت سردی

foreshank stew

خورش گوشت سردی

foreshank meat

گوشت سردی

foreshank roast

گوشت سردی کبابی

foreshank recipe

دستور تهیه گوشت سردی

foreshank dish

غذا با گوشت سردی

foreshank braise

گوشت سردی پخته

foreshank flavor

طعم گوشت سردی

foreshank sauce

سس گوشت سردی

foreshank preparation

آماده سازی گوشت سردی

جملات نمونه

the chef prepared a delicious dish using the foreshank of the lamb.

سرآشپز یک غذای خوشمزه با استفاده از سردست بره تهیه کرد.

we marinated the foreshank overnight for better flavor.

ما سردست را برای طعم بهتر یک شبه در مایه گذاشتیم.

foreshank is a popular cut for slow cooking.

سردست برش محبوبی برای پخت آهسته است.

she learned how to braise the foreshank perfectly.

او یاد گرفت که چگونه سردست را به خوبی آب پز کند.

the butcher recommended the foreshank for our stew.

آشپز قصابی پیشنهاد کرد که از سردست برای خورشت ما استفاده کنیم.

foreshank can be tough, but it becomes tender when cooked properly.

سردست می‌تواند سفت باشد، اما وقتی به درستی پخته شود، نرم می‌شود.

adding vegetables to the foreshank dish enhances the taste.

اضافه کردن سبزیجات به غذای سردست طعم آن را افزایش می‌دهد.

foreshank is often used in traditional recipes around the world.

سردست اغلب در دستورالعمل‌های سنتی در سراسر جهان استفاده می‌شود.

after simmering for hours, the foreshank was ready to serve.

پس از پخت آهسته به مدت چند ساعت، سردست آماده سرویس بود.

he loves to experiment with different spices on foreshank.

او عاشق آزمایش با ادویه‌های مختلف روی سردست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید