foreswearing

[ایالات متحده]/fɔːˈswɛərɪŋ/
[بریتانیا]/fɔrˈswɛrɪŋ/

ترجمه

vt. برای انصراف یا ترک یک ادعا یا باور
vi. برای ارتکاب دروغ‌گویی؛ برای شکستن یک سوگند

عبارات و ترکیب‌ها

foreswearing violence

خودداری از خشونت

foreswearing temptation

خودداری از وسوسه

foreswearing sin

خودداری از گناه

foreswearing lies

خودداری از دروغ

foreswearing greed

خودداری از طمع

foreswearing hatred

خودداری از نفرت

foreswearing pride

خودداری از غرور

foreswearing fear

خودداری از ترس

foreswearing doubt

خودداری از تردید

foreswearing anger

خودداری از خشم

جملات نمونه

he is foreswearing his previous commitments.

او تعهدات قبلی خود را انکار می‌کند.

she made a vow of foreswearing all material possessions.

او سوگند خورد که از تمام دارایی‌های مادی چشم پوشی کند.

foreswearing bad habits can lead to a healthier life.

خودداری از عادت‌های بد می‌تواند منجر به یک زندگی سالم‌تر شود.

they are foreswearing violence in their community.

آنها خشونت را در جامعه خود انکار می‌کنند.

he is foreswearing his old lifestyle for a fresh start.

او سبک زندگی قدیمی خود را برای شروعی دوباره کنار می‌گذارد.

the organization is foreswearing all forms of discrimination.

سازمان هر نوع تبعیض را انکار می‌کند.

foreswearing indulgence can improve your mental clarity.

خودداری از غرق شدن در لذت‌ها می‌تواند وضوح ذهنی شما را بهبود بخشد.

she is foreswearing gossip to foster better relationships.

او غیبت را کنار می‌گذارد تا روابط بهتری ایجاد کند.

foreswearing negativity can enhance your overall well-being.

خودداری از منفی‌گرایی می‌تواند سلامت کلی شما را افزایش دهد.

he is foreswearing his former alliances for new opportunities.

او اتحادهای قبلی خود را برای فرصت‌های جدید کنار می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید