foretop

[ایالات متحده]/ˈfɔːtɒp/
[بریتانیا]/ˈfɔːrˌtɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اسب) پیش‌مان; سکویی در جلوی دکل; سر دکل جلو; پیش‌مان

عبارات و ترکیب‌ها

foretop mast

سَرَنده‌ی جلو

foretop sail

بادبانِ سَرسُریِ جلو

foretop stay

سَرسُریِ نگهدارنده سَرسُریِ جلو

foretop rigging

سَرسُریِ جلو

foretop crossjack

سَرسُریِ متقاطعِ جلو

foretop shrouds

سَرسُری‌های نگهدارنده سَرسُریِ جلو

foretop gallant

سَرسُریِ جلو

foretop platform

پلتفرم سَرسُریِ جلو

foretop lookout

نقطه دید سَرسُریِ جلو

foretop head

سر سَرسُریِ جلو

جملات نمونه

the sailor climbed to the foretop to get a better view of the horizon.

ملوان برای دیدن بهتر افق به بالای کشتی بالا رفت.

from the foretop, he could see the approaching storm clouds.

از آنجا، او می‌توانست ابرهاي طوفان در حال نزدیک شدن را ببیند.

the crew gathered at the foretop to discuss their next move.

خدمه برای بحث در مورد حرکت بعدی خود در بالای کشتی جمع شدند.

she enjoyed the fresh air while standing at the foretop of the ship.

او از هوای تازه در حالی که در بالای کشتی ایستاده بود لذت برد.

the lookout was stationed at the foretop to spot any dangers.

نگهبان در بالای کشتی مستقر بود تا هرگونه خطر را شناسایی کند.

they secured the sails before climbing to the foretop.

آنها قبل از بالا رفتن به بالای کشتی، بادبان‌ها را محکم کردند.

from the foretop, the view of the coastline was breathtaking.

از آنجا، منظره خط ساحلی نفس‌گیر بود.

the captain ordered the crew to check the rigging from the foretop.

کاپیتان دستور داد خدمه از بالای کشتی، سیم‌کشی‌ها را بررسی کنند.

climbing to the foretop required both skill and courage.

بالا رفتن به بالای کشتی به هر دو مهارت و شجاعت نیاز داشت.

during the drill, everyone practiced their roles at the foretop.

در طول تمرین، همه نقش‌های خود را در بالای کشتی تمرین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید