forewing

[ایالات متحده]/ˈfɔːwɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌwɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بال جلوئی یک حشره؛ بال قدامی بعضی از حیوانات
Word Forms
جمعforewings

عبارات و ترکیب‌ها

forewing pattern

الگوی بال جلویی

forewing length

طول بال جلویی

forewing color

رنگ بال جلویی

forewing shape

شکل بال جلویی

forewing margin

حاشیه بال جلویی

forewing vein

رگ بال جلویی

forewing size

اندازه بال جلویی

forewing symmetry

تقارن بال جلویی

forewing fold

تاشیر بال جلویی

forewing structure

ساختار بال جلویی

جملات نمونه

the forewing of the butterfly is often brightly colored.

بال جلوی پروانه‌ها اغلب به رنگ‌های روشن است.

scientists study the forewing patterns to identify species.

دانشمندان الگوهای بال جلویی را برای شناسایی گونه‌ها مطالعه می‌کنند.

in some insects, the forewing is larger than the hindwing.

در برخی از حشرات، بال جلویی بزرگتر از بال پشتی است.

the forewing plays a crucial role in flight stability.

بال جلویی نقش مهمی در حفظ ثبات پرواز دارد.

during mating, the male uses his forewing to attract the female.

در طول جفت‌گیری، نر از بال جلوی خود برای جذب ماده استفاده می‌کند.

the forewing structure can vary greatly among different species.

ساختار بال جلویی می‌تواند در گونه‌های مختلف بسیار متفاوت باشد.

forewing damage can affect an insect's ability to fly.

آسیب دیدن بال جلویی می‌تواند بر توانایی پرواز حشره تأثیر بگذارد.

some moths have a unique pattern on their forewings.

برخی از شبکه‌پرانه‌ها الگوی منحصر به فردی روی بال جلویی خود دارند.

the forewing scales can help with camouflage.

مقیاس‌های بال جلویی می‌توانند به استتار کمک کنند.

researchers are examining the forewing morphology of various insects.

محققان در حال بررسی مورفولوژی بال جلویی حشرات مختلف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید