forgathering friends
گردآوری دوستان
forgathering together
گردآوری با هم
forgathering ideas
گردآوری ایده ها
forgathering support
گردآوری حمایت
forgathering resources
گردآوری منابع
forgathering data
گردآوری داده ها
forgathering information
گردآوری اطلاعات
forgathering talent
گردآوری استعداد
forgathering thoughts
گردآوری افکار
forgathering community
گردآوری جامعه
we are forgathering for the annual family reunion.
ما برای دیدار سالانه خانواده دور هم جمع می شویم.
friends are forgathering at the park for a picnic.
دوستان برای پیک نیک در پارک دور هم جمع می شوند.
the community is forgathering to discuss local issues.
جامعه برای بحث در مورد مسائل محلی دور هم جمع می شود.
they forgathered to celebrate the team's victory.
آنها برای جشن گرفتن پیروزی تیم دور هم جمع شدند.
after a long time apart, they are forgathering again.
بعد از مدت طولانی جدایی، آنها دوباره دور هم جمع می شوند.
students are forgathering for a study group.
دانشجویان برای یک گروه مطالعه دور هم جمع می شوند.
neighbors are forgathering to organize a block party.
همسایه ها برای سازماندهی یک مهمانی خیابانی دور هم جمع می شوند.
we forgathered to share our experiences and ideas.
ما برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و ایده های خود دور هم جمع شدیم.
the team is forgathering to strategize for the upcoming match.
تیم برای برنامه ریزی برای مسابقه آینده دور هم جمع می شود.
families forgathered to honor their ancestors during the festival.
خانواده ها برای بزرگداشت اجداد خود در طول جشنواره دور هم جمع شدند.
forgathering friends
گردآوری دوستان
forgathering together
گردآوری با هم
forgathering ideas
گردآوری ایده ها
forgathering support
گردآوری حمایت
forgathering resources
گردآوری منابع
forgathering data
گردآوری داده ها
forgathering information
گردآوری اطلاعات
forgathering talent
گردآوری استعداد
forgathering thoughts
گردآوری افکار
forgathering community
گردآوری جامعه
we are forgathering for the annual family reunion.
ما برای دیدار سالانه خانواده دور هم جمع می شویم.
friends are forgathering at the park for a picnic.
دوستان برای پیک نیک در پارک دور هم جمع می شوند.
the community is forgathering to discuss local issues.
جامعه برای بحث در مورد مسائل محلی دور هم جمع می شود.
they forgathered to celebrate the team's victory.
آنها برای جشن گرفتن پیروزی تیم دور هم جمع شدند.
after a long time apart, they are forgathering again.
بعد از مدت طولانی جدایی، آنها دوباره دور هم جمع می شوند.
students are forgathering for a study group.
دانشجویان برای یک گروه مطالعه دور هم جمع می شوند.
neighbors are forgathering to organize a block party.
همسایه ها برای سازماندهی یک مهمانی خیابانی دور هم جمع می شوند.
we forgathered to share our experiences and ideas.
ما برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و ایده های خود دور هم جمع شدیم.
the team is forgathering to strategize for the upcoming match.
تیم برای برنامه ریزی برای مسابقه آینده دور هم جمع می شود.
families forgathered to honor their ancestors during the festival.
خانواده ها برای بزرگداشت اجداد خود در طول جشنواره دور هم جمع شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید