memory forgetfulnesses
فراموشیهای حافظه
age-related forgetfulnesses
فراموشیهای مرتبط با سن
common forgetfulnesses
فراموشیهای رایج
temporary forgetfulnesses
فراموشیهای موقتی
frequent forgetfulnesses
فراموشیهای مکرر
mild forgetfulnesses
فراموشیهای خفیف
chronic forgetfulnesses
فراموشیهای مزمن
stress-induced forgetfulnesses
فراموشیهای ناشی از استرس
severe forgetfulnesses
فراموشیهای شدید
daily forgetfulnesses
فراموشیهای روزانه
his forgetfulnesses often lead to missed appointments.
فراموشکاریهای او اغلب منجر به از دست دادن قرار ملاقاتها میشود.
she tries to manage her forgetfulnesses with reminders.
او سعی میکند فراموشکاریهای خود را با یادآوریها مدیریت کند.
forgetfulnesses can be a sign of stress or fatigue.
فراموشکاریها میتوانند نشانهای از استرس یا خستگی باشند.
his forgetfulnesses made him forget important dates.
فراموشکاریهای او باعث شد که او تاریخهای مهم را فراموش کند.
they discussed the forgetfulnesses that come with aging.
آنها در مورد فراموشکاریهایی که با افزایش سن همراه است بحث کردند.
forgetfulnesses can sometimes be humorous in daily life.
فراموشکاریها گاهی اوقات میتوانند در زندگی روزمره خندهدار باشند.
she laughed about her forgetfulnesses during the meeting.
او در طول جلسه در مورد فراموشکاریهای خود خندید.
he often jokes about his forgetfulnesses when telling stories.
او اغلب وقتی داستان تعریف میکند در مورد فراموشکاریهای خود شوخی میکند.
to cope with forgetfulnesses, he keeps a detailed planner.
برای مقابله با فراموشکاریها، او یک برنامهریز دقیق نگه میدارد.
her forgetfulnesses were becoming a concern for her family.
فراموشکاریهای او برای خانوادهاش نگرانکننده میشد.
memory forgetfulnesses
فراموشیهای حافظه
age-related forgetfulnesses
فراموشیهای مرتبط با سن
common forgetfulnesses
فراموشیهای رایج
temporary forgetfulnesses
فراموشیهای موقتی
frequent forgetfulnesses
فراموشیهای مکرر
mild forgetfulnesses
فراموشیهای خفیف
chronic forgetfulnesses
فراموشیهای مزمن
stress-induced forgetfulnesses
فراموشیهای ناشی از استرس
severe forgetfulnesses
فراموشیهای شدید
daily forgetfulnesses
فراموشیهای روزانه
his forgetfulnesses often lead to missed appointments.
فراموشکاریهای او اغلب منجر به از دست دادن قرار ملاقاتها میشود.
she tries to manage her forgetfulnesses with reminders.
او سعی میکند فراموشکاریهای خود را با یادآوریها مدیریت کند.
forgetfulnesses can be a sign of stress or fatigue.
فراموشکاریها میتوانند نشانهای از استرس یا خستگی باشند.
his forgetfulnesses made him forget important dates.
فراموشکاریهای او باعث شد که او تاریخهای مهم را فراموش کند.
they discussed the forgetfulnesses that come with aging.
آنها در مورد فراموشکاریهایی که با افزایش سن همراه است بحث کردند.
forgetfulnesses can sometimes be humorous in daily life.
فراموشکاریها گاهی اوقات میتوانند در زندگی روزمره خندهدار باشند.
she laughed about her forgetfulnesses during the meeting.
او در طول جلسه در مورد فراموشکاریهای خود خندید.
he often jokes about his forgetfulnesses when telling stories.
او اغلب وقتی داستان تعریف میکند در مورد فراموشکاریهای خود شوخی میکند.
to cope with forgetfulnesses, he keeps a detailed planner.
برای مقابله با فراموشکاریها، او یک برنامهریز دقیق نگه میدارد.
her forgetfulnesses were becoming a concern for her family.
فراموشکاریهای او برای خانوادهاش نگرانکننده میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید