forsakings

[ایالات متحده]/fɔːˈseɪkɪŋz/
[بریتانیا]/fɔrˈseɪkɪŋz/

ترجمه

vt. چیزی را رها کردن یا انکار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

great forsakings

جدای بزرگ

personal forsakings

جدای شخصی

necessary forsakings

جدای ضروری

ultimate forsakings

جدای نهایی

painful forsakings

جدای دردناک

temporary forsakings

جدای موقت

selfless forsakings

جدای بی‌منت

voluntary forsakings

جدای داوطلبانه

emotional forsakings

جدای عاطفی

spiritual forsakings

جدای معنوی

جملات نمونه

his forsakings were a sign of his commitment to the cause.

ترک کردن‌های او نشانه‌ای از تعهد او به هدف بود.

many people struggle with their forsakings when pursuing their dreams.

بسیاری از مردم در هنگام دنبال کردن رویاهایشان با ترک کردن‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

her forsakings in the name of love were admirable.

ترک کردن‌های او به نام عشق قابل تحسین بود.

he reflected on his forsakings during the quiet evening.

او در طول بعد از ظهر آرام در مورد ترک کردن‌های خود فکر کرد.

forsakings can lead to personal growth and new opportunities.

ترک کردن‌ها می‌توانند منجر به رشد شخصی و فرصت‌های جدید شوند.

she found peace in her forsakings as she focused on her health.

او با تمرکز بر سلامتی خود در ترک کردن‌های خود آرامش یافت.

his forsakings were necessary for the greater good.

ترک کردن‌های او برای نفع بیشتر ضروری بود.

they discussed the emotional impact of their forsakings.

آنها تأثیر عاطفی ترک کردن‌های خود را مورد بحث قرار دادند.

her forsakings during the project were crucial for its success.

ترک کردن‌های او در طول پروژه برای موفقیت آن حیاتی بود.

understanding the reasons for our forsakings can help us move forward.

درک دلایل ترک کردن‌های ما می‌تواند به ما کمک کند به جلو برویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید