forswearing loyalty
خودداری از وفاداری
forswearing violence
خودداری از خشونت
forswearing temptation
خودداری از وسوسه
forswearing sin
خودداری از گناه
forswearing greed
خودداری از طمع
forswearing hate
خودداری از نفرت
forswearing deceit
خودداری از فریب
forswearing excess
خودداری از افراط
forswearing pride
خودداری از غرور
forswearing doubt
خودداری از تردید
he is forswearing all his previous commitments.
او در حال انکار تمام تعهدات قبلی خود است.
she is forswearing her old habits for a healthier lifestyle.
او عادتهای قدیمی خود را برای داشتن یک سبک زندگی سالم کنار گذاشته است.
they decided to forswear any involvement in the scandal.
آنها تصمیم گرفتند از هرگونه دخالت در رسوایی خودداری کنند.
by forswearing violence, the group aims for peaceful negotiations.
با کنار گذاشتن خشونت، گروه به دنبال مذاکرات صلح آمیز است.
the politician is forswearing his past mistakes to gain public trust.
آن سیاستمدار در حال انکار اشتباهات گذشته خود برای به دست آوردن اعتماد عمومی است.
forswearing material possessions can lead to a simpler life.
کنار گذاشتن داراییهای مادی میتواند منجر به یک زندگی سادهتر شود.
she is forswearing her right to remain silent in the trial.
او حق خود برای سکوت در دادگاه را کنار گذاشته است.
he is forswearing all forms of gambling after his losses.
او پس از متحمل شدن ضرر، تمام اشکال قمار را کنار گذاشته است.
the organization is forswearing any connection to the incident.
سازمان از هرگونه ارتباط با این حادثه خودداری میکند.
she is forswearing her former lifestyle to embrace new opportunities.
او سبک زندگی سابق خود را کنار گذاشته است تا از فرصتهای جدید استقبال کند.
forswearing loyalty
خودداری از وفاداری
forswearing violence
خودداری از خشونت
forswearing temptation
خودداری از وسوسه
forswearing sin
خودداری از گناه
forswearing greed
خودداری از طمع
forswearing hate
خودداری از نفرت
forswearing deceit
خودداری از فریب
forswearing excess
خودداری از افراط
forswearing pride
خودداری از غرور
forswearing doubt
خودداری از تردید
he is forswearing all his previous commitments.
او در حال انکار تمام تعهدات قبلی خود است.
she is forswearing her old habits for a healthier lifestyle.
او عادتهای قدیمی خود را برای داشتن یک سبک زندگی سالم کنار گذاشته است.
they decided to forswear any involvement in the scandal.
آنها تصمیم گرفتند از هرگونه دخالت در رسوایی خودداری کنند.
by forswearing violence, the group aims for peaceful negotiations.
با کنار گذاشتن خشونت، گروه به دنبال مذاکرات صلح آمیز است.
the politician is forswearing his past mistakes to gain public trust.
آن سیاستمدار در حال انکار اشتباهات گذشته خود برای به دست آوردن اعتماد عمومی است.
forswearing material possessions can lead to a simpler life.
کنار گذاشتن داراییهای مادی میتواند منجر به یک زندگی سادهتر شود.
she is forswearing her right to remain silent in the trial.
او حق خود برای سکوت در دادگاه را کنار گذاشته است.
he is forswearing all forms of gambling after his losses.
او پس از متحمل شدن ضرر، تمام اشکال قمار را کنار گذاشته است.
the organization is forswearing any connection to the incident.
سازمان از هرگونه ارتباط با این حادثه خودداری میکند.
she is forswearing her former lifestyle to embrace new opportunities.
او سبک زندگی سابق خود را کنار گذاشته است تا از فرصتهای جدید استقبال کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید