forwardings

[ایالات متحده]/ˈfɔːwədɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɔːrwərdɪŋz/

ترجمه

adj. مربوط به حمل و نقل یا ارسال
v. عمل ترویج، ارسال، بستن، یا ارسال مجدد
n. فرآیند ارسال، ترویج، یا کسب و کار حمل و نقل؛ فرآیندهای مختلف بستن

عبارات و ترکیب‌ها

email forwardings

ارسال ایمیل

message forwardings

ارسال پیام

data forwardings

ارسال داده

service forwardings

ارسال سرویس

call forwardings

ارسال تماس

package forwardings

ارسال بسته

network forwardings

ارسال شبکه

address forwardings

ارسال آدرس

file forwardings

ارسال فایل

link forwardings

ارسال لینک

جملات نمونه

we need to check the forwardings for any delays.

ما باید بررسی کنیم که آیا تاخیر در ارسال وجود دارد یا خیر.

the forwardings were sent out last week.

ارسال‌ها هفته گذشته ارسال شدند.

can you confirm the forwardings for the shipment?

آیا می توانید ارسال ها را برای محموله تایید کنید؟

all forwardings must be documented properly.

همه ارسال ها باید به طور مناسب مستند شوند.

we rely on accurate forwardings to meet deadlines.

ما به ارسال های دقیق برای رعایت مهلت ها متکی هستیم.

forwardings to the new address need to be updated.

ارسال به آدرس جدید باید به روز شود.

she handles all the forwardings for our department.

او مسئول رسیدگی به تمام ارسال های ما برای بخش است.

forwardings can sometimes take longer than expected.

ارسال ها گاهی اوقات ممکن است بیشتر از حد انتظار طول بکشد.

he is responsible for tracking the forwardings.

او مسئول پیگیری ارسال ها است.

make sure to verify the forwardings before sending.

مطمئن شوید قبل از ارسال، ارسال ها را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید