forwent

[ایالات متحده]/fɔːˈwɛnt/
[بریتانیا]/fɔrˈwɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تصمیم به انجام ندادن یا نداشتن چیزی گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

forwent the chance

از شانس صرف نظر کرد

forwent the prize

از جایزه صرف نظر کرد

forwent the offer

از پیشنهاد صرف نظر کرد

forwent the trip

از سفر صرف نظر کرد

forwent the meeting

از ملاقات صرف نظر کرد

forwent the benefits

از مزایا صرف نظر کرد

forwent the opportunity

از فرصت صرف نظر کرد

forwent the support

از حمایت صرف نظر کرد

forwent the reward

از پاداش صرف نظر کرد

forwent the privilege

از امتیاز صرف نظر کرد

جملات نمونه

she forwent the opportunity to travel abroad.

او فرصت سفر به خارج از کشور را از دست داد.

he forwent dessert to maintain his diet.

او برای حفظ رژیم غذایی خود، دسر را کنار گذاشت.

they forwent their vacation to save money.

آنها تعطیلات خود را کنار گذاشتند تا پول پس انداز کنند.

she forwent her usual routine to help a friend.

او برای کمک به یک دوست، برنامه معمول خود را کنار گذاشت.

he forwent his lunch to finish the project.

او برای اتمام پروژه، ناهار خود را کنار گذاشت.

they forwent the meeting to attend a family event.

آنها برای شرکت در یک رویداد خانوادگی، جلسه را کنار گذاشتند.

she forwent her plans to volunteer at the shelter.

او برنامه های خود را برای داوطلب شدن در پناهگاه کنار گذاشت.

he forwent a promotion for personal reasons.

او به دلایل شخصی، ترفیع را کنار گذاشت.

they forwent their evening out to study for exams.

آنها برای مطالعه برای امتحانات، شب بیرون رفتن خود را کنار گذاشتند.

she forwent her favorite show to spend time with family.

او برای گذراندن وقت با خانواده، برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را کنار گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید