sir foulds
آقای فولدس
foulds wrote
فولدس نوشت
foulds composed
فولدس ساخت
foulds' music
موسیقی فولدس
foulds' work
کار فولدس
john foulds
جان فولدس
foulds' symphony
سinfونی فولدس
foulds' compositions
ساختارهای فولدس
the foulds
فولدس
foulds' opera
اپرا فولدس
the player foulds out after committing five personal fouls.
بازیکن پس از انجام پنج فول اشتباه خارج میشود.
a loose ball foulds up the machinery inside the factory.
یک توپ آزاد مکانیزمهای داخل کارخانه را مسدود میکند.
water pollution foulds the river ecosystem significantly.
آلودگی آب به طور قابل توجهی اکوسیستم رودخانه را مسدود میکند.
the referee foulds the striker for handling the ball.
مربی به مهاجم به دلیل دست زدن به توپ مسدود میکند.
rust foulds the metal surface of the old car.
زنگ مساحت فلزی اتومobil قدیمی را مسدود میکند.
excessive algae foulds the boat propellers in the marina.
مقدار زیادی جلبک پروپلر کشتیها در مارینا را مسدود میکند.
the cheating scandal foulds the company's reputation.
پردهپوشی اخلاقی نامآوری شرکت را مسدود میکند.
if he foulds again, the team will lose possession.
اگر دوباره مسدود شود، تیم از دست دادن مالکیت خواهد داشت.
oil spills foulds the feathers of seabirds.
نشت روغن پرندگان دریایی را مسدود میکند.
the dirty filter foulds the air quality in the room.
فیلتر کثیف کیفیت هوا در اتاق را مسدود میکند.
accumulated debris foulds the intake valves.
پرچمهای جمع شده ورودیهای مسدود میکند.
sir foulds
آقای فولدس
foulds wrote
فولدس نوشت
foulds composed
فولدس ساخت
foulds' music
موسیقی فولدس
foulds' work
کار فولدس
john foulds
جان فولدس
foulds' symphony
سinfونی فولدس
foulds' compositions
ساختارهای فولدس
the foulds
فولدس
foulds' opera
اپرا فولدس
the player foulds out after committing five personal fouls.
بازیکن پس از انجام پنج فول اشتباه خارج میشود.
a loose ball foulds up the machinery inside the factory.
یک توپ آزاد مکانیزمهای داخل کارخانه را مسدود میکند.
water pollution foulds the river ecosystem significantly.
آلودگی آب به طور قابل توجهی اکوسیستم رودخانه را مسدود میکند.
the referee foulds the striker for handling the ball.
مربی به مهاجم به دلیل دست زدن به توپ مسدود میکند.
rust foulds the metal surface of the old car.
زنگ مساحت فلزی اتومobil قدیمی را مسدود میکند.
excessive algae foulds the boat propellers in the marina.
مقدار زیادی جلبک پروپلر کشتیها در مارینا را مسدود میکند.
the cheating scandal foulds the company's reputation.
پردهپوشی اخلاقی نامآوری شرکت را مسدود میکند.
if he foulds again, the team will lose possession.
اگر دوباره مسدود شود، تیم از دست دادن مالکیت خواهد داشت.
oil spills foulds the feathers of seabirds.
نشت روغن پرندگان دریایی را مسدود میکند.
the dirty filter foulds the air quality in the room.
فیلتر کثیف کیفیت هوا در اتاق را مسدود میکند.
accumulated debris foulds the intake valves.
پرچمهای جمع شده ورودیهای مسدود میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید