foumart

[ایالات متحده]/ˈfaʊmɑːt/
[بریتانیا]/ˈfaʊmɑrt/

ترجمه

n. نوعی گورکن بومی اروپا; گونه اروپایی گورکن
Word Forms
جمعfoumarts

عبارات و ترکیب‌ها

foumart habitat

زیستگاه فو مارت

foumart behavior

رفتار فو مارت

foumart fur

پوش فو مارت

foumart diet

رژیم غذایی فو مارت

foumart species

گونه های فو مارت

foumart territory

سرزمین فو مارت

foumart tracks

ردپای فو مارت

foumart sighting

مشاهدۀ فو مارت

foumart population

جمعیت فو مارت

foumart conservation

حفظ فو مارت

جملات نمونه

the foumart is known for its strong odor.

بوی بد یکی از ویژگی‌های معروف فوامارت است.

many people mistake the foumart for a weasel.

بسیاری از مردم فوامارت را با راسو اشتباه می‌گیرند.

the foumart can be found in various habitats.

فوامارت را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

foumart fur is sometimes used in clothing.

گاهی اوقات از پوست فوامارت در لباس استفاده می‌شود.

in some cultures, the foumart is considered a pest.

در برخی فرهنگ‌ها، فوامارت آفتی تلقی می‌شود.

the foumart's diet consists mainly of small mammals.

رژیم غذایی فوامارت عمدتاً از پستانداران کوچک تشکیل شده است.

foumart populations are declining in some regions.

جمعیت فوامارت در برخی مناطق در حال کاهش است.

people often find foumarts in rural areas.

مردم اغلب فوامارت‌ها را در مناطق روستایی پیدا می‌کنند.

the foumart is a solitary animal by nature.

فوامارت ذاتاً حیوانی گوشه‌گیر است.

studying the foumart can provide insights into its behavior.

مطالعه فوامارت می‌تواند بینشی در مورد رفتار آن ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید