weasel

[ایالات متحده]/'wiːz(ə)l/
[بریتانیا]/'wizl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. فرار کردن؛ مبهم صحبت کردن
n. یک پستاندار کوچک گوشتخوار از جنس Mustela که به خاطر زیرکی‌اش شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

sneaky weasel

نجّاد

weasel words

حرف‌های فریبنده

weasel family

خانواده ریسی

slippery weasel

رسی لیز

weasel-like behavior

رفتار شبیه به ریس

weasel traits

ویژگی‌های ریس

weasel hunting

شکار ریس

جملات نمونه

The weasel is a very pretty little creature.

می‌گویند خرگوش‌ها حیواناتی بسیار زیبا و کوچک هستند.

When the weasel and the cat make a marriage,it is a very ill presage.

وقتی خرگوش و گربه با هم ازدواج می‌کنند، نشانه‌ای بد است.

mice are hunted by weasels and foxes.

موش‌ها توسط همسترها و روباه‌ها شکار می‌شوند.

the white color phase of a weasel; the swarming phase of locusts.

فاز رنگ سفید گراز؛ فاز غارت حشره‌خوار

He’s trying to figure out a way to weasel out of the deal.

او سعی می‌کند راهی برای فرار از این معامله پیدا کند.

she suspects me of trying to weasel my way into his affections.

او مشکوک است که من سعی می‌کنم به روش خود به او نزدیک شوم.

What I did was wrong and I should be punished. I’m not going to try and weasel out.

کاری که کردم اشتباه بود و باید مجازات شوم. قصد ندارم فرار کنم.

As a schoolboy with a avid interest in birds, David Wingate was present in 1951 when a Bermudan naturalist succeeded in weaseling the first cahow out of its deep nesting crevice.

در سال 1951، دیوید وینیت، که یک دانش‌آموز با علاقه شدید به پرندگان بود، در زمانی که یک طبیعت‌شناس برمودایی موفق به بیرون آوردن اولین کاهو از شکاف لانه عمیق خود شد، حضور داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید