four-year

[ایالات متحده]/ˌfɔːrˈjɪər/
[بریتانیا]/ˌfɔːrˈjɪr/

ترجمه

adj. چهار ساله (n)

عبارات و ترکیب‌ها

four-year plan

برنامه چهار ساله

four-year degree

مدرک تحصیلی چهار ساله

four-year old

چهار ساله

four-year period

دوره چهار ساله

four-year term

دوره چهار ساله

a four-year

چهار ساله

four-year study

مطالعه چهار ساله

four-year contract

قرارداد چهار ساله

four-year program

برنامه چهار ساله

جملات نمونه

she completed a four-year degree in psychology.

او مدرک چهار ساله روانشناسی را با موفقیت به پایان رساند.

our four-year-old son loves playing with cars.

پسر چهار ساله ما عاشق بازی با ماشین است.

the company has a four-year track record of success.

شرکت سابقه چهار ساله موفقیت دارد.

it's a four-year plan to renovate the house.

این یک برنامه چهار ساله برای بازسازی خانه است.

the research project spanned a four-year period.

پروژه تحقیقاتی یک دوره چهار ساله را در بر گرفت.

he's a four-year student at the university.

او یک دانشجوی چهار ساله در دانشگاه است.

the team is aiming for a four-year championship run.

تیم هدف خود را برای قهرمانی چهار ساله قرار داده است.

they invested in a four-year bond.

آنها در یک اوراق قرضه چهار ساله سرمایه گذاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید