fourscores

[ایالات متحده]/ˈfɔːˌskɔːz/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌskɔrz/

ترجمه

n. هشتاد; سن هشتاد; هشتاد واحد
adj. از هشتاد

عبارات و ترکیب‌ها

fourscores ahead

چهار امتیاز جلو

fourscores away

چهار امتیاز دور

fourscores high

چهار امتیاز بالا

fourscores deep

چهار امتیاز عمیق

fourscores strong

چهار امتیاز قوی

fourscores low

چهار امتیاز پایین

fourscores wide

چهار امتیاز پهن

fourscores near

چهار امتیاز نزدیک

fourscores long

چهار امتیاز طولانی

fourscores clear

چهار امتیاز واضح

جملات نمونه

fourscores of years have passed since the event.

چهل سال از آن رویداد گذشته است.

the soldier fought bravely for fourscores of his comrades.

سرباز به شجاعت برای چهارده یارانش جنگید.

fourscores of people attended the concert last night.

چهل نفر در کنسرت شب گذشته شرکت کردند.

she has written fourscores of articles throughout her career.

او در طول حرفه خود صدها مقاله نوشته است.

fourscores of trees were planted in the park.

چهل درخت در پارک کاشته شد.

he has traveled to fourscores of countries over the years.

او در طول سال ها به چهل کشور سفر کرده است.

fourscores of students participated in the science fair.

چهل دانش آموز در نمایشگاه علم شرکت کردند.

they celebrated the anniversary of fourscores of friendship.

آنها سالگرد چهل سال دوستی را جشن گرفتند.

fourscores of ideas were discussed in the meeting.

چهل ایده در جلسه مورد بحث قرار گرفت.

she has collected fourscores of stamps from around the world.

او از سراسر جهان چهل تمبر جمع آوری کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید