| جمع | eighties |
eighty years old
هشتاد سال
eighty percent
هشتاد درصد
eighty dollars
هشتاد دلار
eighty kilometers
هشتاد کیلومتر
eighty of the nurses fled.
هشتاد پرستار فرار کردند.
he was over eighty at the time.
او در آن زمان بیش از هشتاد سال داشت.
He is eighty, but still hale and hearty.
او هشتاد سال دارد، اما هنوز سالم و شاداب است.
in the eighties of the twentieth century
در دهه هشتاد قرن بیستم
This hotel has eighty guests.
این هتل دارای هشتاد مهمان است.
the relentless chichi of late-eighties dining.
شیعه بی وقفه غذا خوردن در اواخر دهه هشتاد.
the movers and shakers of the eighties are now cocooning.
افراد تاثیرگذار دهه هشتاد اکنون در حال خودنمایی هستند.
a network of eighty transmitters would give nationwide coverage.
یک شبکه از هشتاد فرستنده پوشش سراسری را فراهم می کند.
At eighty, he is the grand old man of the British film industry.
در سن هشتاد سالگی، او پیرمرد بزرگ صنعت فیلم بریتانیا است.
at a speed of eighty miles an hour
با سرعت هشتاد مایل در ساعت
There are scores of people there, maybe eighty or more.
افراد زیادی آنجا هستند، شاید هشتاد نفر یا بیشتر.
He may be eighty,but he is still lively.
او ممکن است هشتاد سال داشته باشد، اما هنوز پرانرژی است.
My grandmother’s pushing eighty but she’s as fit as ever.
مادربزرگ من هشتاد سالگی را رد کرده است، اما هنوز به همان اندازه که همیشه سالم است.
men who ranged in age from seventeen to eighty-four.
مردانی که در سنین بین هفده تا هشتاد و چهار سال قرار داشتند.
in addition to their own food, they must carry a load of up to eighty pounds.
علاوه بر غذای خود، آنها باید بار تا هشتاد پوند را حمل کنند.
The foreign friends hope that they can join the celebrations for the university's eighty anniversary.
دوستان خارجی امیدوارند که بتوانند در جشنهای هشتادمین سالگرد دانشگاه شرکت کنند.
eighty years old
هشتاد سال
eighty percent
هشتاد درصد
eighty dollars
هشتاد دلار
eighty kilometers
هشتاد کیلومتر
eighty of the nurses fled.
هشتاد پرستار فرار کردند.
he was over eighty at the time.
او در آن زمان بیش از هشتاد سال داشت.
He is eighty, but still hale and hearty.
او هشتاد سال دارد، اما هنوز سالم و شاداب است.
in the eighties of the twentieth century
در دهه هشتاد قرن بیستم
This hotel has eighty guests.
این هتل دارای هشتاد مهمان است.
the relentless chichi of late-eighties dining.
شیعه بی وقفه غذا خوردن در اواخر دهه هشتاد.
the movers and shakers of the eighties are now cocooning.
افراد تاثیرگذار دهه هشتاد اکنون در حال خودنمایی هستند.
a network of eighty transmitters would give nationwide coverage.
یک شبکه از هشتاد فرستنده پوشش سراسری را فراهم می کند.
At eighty, he is the grand old man of the British film industry.
در سن هشتاد سالگی، او پیرمرد بزرگ صنعت فیلم بریتانیا است.
at a speed of eighty miles an hour
با سرعت هشتاد مایل در ساعت
There are scores of people there, maybe eighty or more.
افراد زیادی آنجا هستند، شاید هشتاد نفر یا بیشتر.
He may be eighty,but he is still lively.
او ممکن است هشتاد سال داشته باشد، اما هنوز پرانرژی است.
My grandmother’s pushing eighty but she’s as fit as ever.
مادربزرگ من هشتاد سالگی را رد کرده است، اما هنوز به همان اندازه که همیشه سالم است.
men who ranged in age from seventeen to eighty-four.
مردانی که در سنین بین هفده تا هشتاد و چهار سال قرار داشتند.
in addition to their own food, they must carry a load of up to eighty pounds.
علاوه بر غذای خود، آنها باید بار تا هشتاد پوند را حمل کنند.
The foreign friends hope that they can join the celebrations for the university's eighty anniversary.
دوستان خارجی امیدوارند که بتوانند در جشنهای هشتادمین سالگرد دانشگاه شرکت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید