foxhole

[ایالات متحده]/ˈfɒks.həʊl/
[بریتانیا]/ˈfɑːks.hoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گودال کم عمق که برای پنهان شدن یک سرباز در حین نبرد حفر شده است
Word Forms
جمعfoxholes

عبارات و ترکیب‌ها

foxhole prayer

دعا در سنگر

foxhole mentality

نگاهیت سنگری

in a foxhole

در سنگر

foxhole buddy

هم‌سنگری

foxhole soldier

سرباز سنگری

foxhole tactics

تاکتیک‌های سنگری

foxhole defense

دفاع سنگری

foxhole escape

فرار از سنگر

foxhole position

موقعیت سنگری

foxhole survival

بقای سنگری

جملات نمونه

the soldier took cover in a foxhole during the battle.

سرباز در طول نبرد در سنگر پناه گرفت.

they dug a foxhole to protect themselves from enemy fire.

آنها برای محافظت از خود در برابر آتش دشمن، سنگری حفر کردند.

living in a foxhole can be uncomfortable and cramped.

زندگی در سنگر می تواند ناراحت کننده و تنگ باشد.

he felt safe in his foxhole, away from the chaos.

او در سنگرش احساس امنیت می کرد، دور از هرج و مرج.

after hours in the foxhole, they were exhausted.

بعد از چند ساعت در سنگر، آنها خسته بودند.

the foxhole provided shelter from the rain.

سنگر از باران محافظت می کرد.

they shared stories to pass the time in the foxhole.

آنها برای گذراندن وقت در سنگر داستان با هم به اشتراک گذاشتند.

foxholes are essential for infantry during combat.

سنگرها برای پیاده نظام در طول نبرد ضروری هستند.

the commander ordered everyone to dig their own foxhole.

فرمانده دستور داد که همه سنگر خود را حفر کنند.

she found a quiet spot near the foxhole to rest.

او یک مکان آرام در نزدیکی سنگر برای استراحت پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید