foxhunted

[ایالات متحده]/ˈfɒkshʌnt/
[بریتانیا]/ˈfɑːkshʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سفر شکار برای ردیابی و تعقیب روباه‌ها؛ یک رویداد اجتماعی که در آن افراد به دنبال سگ‌ها برای شکار روباه‌ها می‌روند

عبارات و ترکیب‌ها

foxhunt event

مسابقه شکار روباه

foxhunt season

فصل شکار روباه

foxhunt club

باشگاه شکار روباه

foxhunt tradition

آداب و رسوم شکار روباه

foxhunt chase

تعقیب روباه

foxhunt rules

قوانین شکار روباه

foxhunt team

گروه شکار روباه

foxhunt experience

تجربه شکار روباه

foxhunt participants

شرکت کنندگان در شکار روباه

foxhunt location

محل شکار روباه

جملات نمونه

the traditional foxhunt is a popular event in the countryside.

شکار روباه سنتی یک رویداد محبوب در مناطق روستایی است.

many people enjoy the thrill of a foxhunt.

بسیاری از مردم از هیجان شکار روباه لذت می برند.

during the foxhunt, the hounds chase the scent.

در طول شکار روباه، سگها بوی روباه را تعقیب می کنند.

the foxhunt attracts participants from all over the region.

شکار روباه شرکت کنندگان را از سراسر منطقه جذب می کند.

they dress in formal attire for the foxhunt.

آنها برای شکار روباه لباس رسمی می پوشند.

safety measures are important during a foxhunt.

اقدامات ایمنی در طول شکار روباه مهم هستند.

the excitement builds as the foxhunt begins.

با شروع شکار روباه، هیجان افزایش می یابد.

participants must respect the rules of the foxhunt.

شرکت کنندگان باید قوانین شکار روباه را رعایت کنند.

after the foxhunt, everyone gathers for a celebration.

پس از شکار روباه، همه برای جشن دور هم جمع می شوند.

foxhunt events are often held in the fall.

رویدادهای شکار روباه اغلب در پاییز برگزار می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید