foxhunter

[ایالات متحده]/ˈfɒkshʌntə/
[بریتانیا]/ˈfɑːkshʌntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با سگ‌ها روباه‌ها را صید می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

foxhunter club

باشگاه شکارچی روباه

foxhunter competition

مسابقه شکارچی روباه

foxhunter event

رویداد شکارچی روباه

foxhunter community

جامعه شکارچی روباه

foxhunter tradition

آداب و رسوم شکارچی روباه

foxhunter skills

مهارت‌های شکارچی روباه

foxhunter attire

لباس شکارچی روباه

foxhunter guide

راهنمای شکارچی روباه

foxhunter training

آموزش شکارچی روباه

foxhunter story

داستان شکارچی روباه

جملات نمونه

the foxhunter led the pack through the dense forest.

شکارچی روباه گروه را از میان جنگل انبوه عبور داد.

many foxhunters gather for the annual hunt.

بسیاری از شکارچیان روباه برای شکار سالانه گرد هم می آیند.

she became a skilled foxhunter after years of practice.

او پس از سال ها تمرین به یک شکارچی روباه ماهر تبدیل شد.

foxhunters often wear distinctive clothing during the hunt.

شکارچیان روباه اغلب در هنگام شکار لباس های متمایز می پوشند.

he enjoys the thrill of being a foxhunter.

او از هیجان شکار روباه لذت می برد.

the foxhunter's hounds were well-trained and eager.

سگ های شکارچی روباه آموزش دیده و مشتاق بودند.

foxhunters must respect the local wildlife regulations.

شکارچیان روباه باید به قوانین محلی حیات وحش احترام بگذارند.

she inherited her family's legacy as a foxhunter.

او میراث خانوادگی خود را به عنوان شکارچی روباه به ارث برد.

the foxhunter shared stories of his adventures in the field.

شکارچی روباه داستان های ماجراهای خود را در صحرا به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید