fraidy-cats beware
هشدار فریدیکتها
scaring fraidy-cats
ترسوندن فریدیکتها
those fraidy-cats
این فریدیکتها
avoid fraidy-cats
فریدیکتها را اجتناب کنید
teasing fraidy-cats
خندهگویی از فریدیکتها
mocking fraidy-cats
تقلید فریدیکتها
don't be such fraidy-cats; the roller coaster is fun!
چنین گریهگویانی نباشید؛ جیبتخته سرگرمی است!
we need brave volunteers, not a bunch of fraidy-cats.
ما نیاز به داوطلبان شجاع داریم، نه گروهی از گریهگویان.
the kids called the older boys fraidy-cats for refusing to jump.
کودکان به پسران بزرگتر گریهگویان گفتند زیرا از پریدن خودداری کردند.
he accused them of being fraidy-cats and avoiding the challenge.
او آنها را گریهگویان و از چالش فرار میکنند متهم کرد.
stop being fraidy-cats and try the spicy food!
دیگر گریهگویان نباشید و غذای گرم را امتحان کنید!
the fraidy-cats hid behind the couch during the thunderstorm.
گریهگویان در طول باران برقزدگی پشت نشستههای خود پنهان شدند.
she teased them, calling them all fraidy-cats.
او آنها را مورد تمسخر قرار داد و تمامی آنها را گریهگویان نامید.
he tried to encourage the fraidy-cats to participate in the game.
او سعی کرد گریهگویان را تشویق کند تا در بازی شرکت کنند.
they were labeled as fraidy-cats for their cautious approach.
به دلیل رویکرد محتاطانهشان، آنها به عنوان گریهگویان برچسبگذاری شدند.
the fraidy-cats refused to even look at the haunted house.
گریهگویان حتی به خانه گوشتگوشت نگاه کردن را نیز بازماندند.
don't let them call you fraidy-cats; be confident!
دستدهی را اجازه ندهید که شما را گریهگویان بخوانند؛ اعتماد به نفس باشید!
fraidy-cats beware
هشدار فریدیکتها
scaring fraidy-cats
ترسوندن فریدیکتها
those fraidy-cats
این فریدیکتها
avoid fraidy-cats
فریدیکتها را اجتناب کنید
teasing fraidy-cats
خندهگویی از فریدیکتها
mocking fraidy-cats
تقلید فریدیکتها
don't be such fraidy-cats; the roller coaster is fun!
چنین گریهگویانی نباشید؛ جیبتخته سرگرمی است!
we need brave volunteers, not a bunch of fraidy-cats.
ما نیاز به داوطلبان شجاع داریم، نه گروهی از گریهگویان.
the kids called the older boys fraidy-cats for refusing to jump.
کودکان به پسران بزرگتر گریهگویان گفتند زیرا از پریدن خودداری کردند.
he accused them of being fraidy-cats and avoiding the challenge.
او آنها را گریهگویان و از چالش فرار میکنند متهم کرد.
stop being fraidy-cats and try the spicy food!
دیگر گریهگویان نباشید و غذای گرم را امتحان کنید!
the fraidy-cats hid behind the couch during the thunderstorm.
گریهگویان در طول باران برقزدگی پشت نشستههای خود پنهان شدند.
she teased them, calling them all fraidy-cats.
او آنها را مورد تمسخر قرار داد و تمامی آنها را گریهگویان نامید.
he tried to encourage the fraidy-cats to participate in the game.
او سعی کرد گریهگویان را تشویق کند تا در بازی شرکت کنند.
they were labeled as fraidy-cats for their cautious approach.
به دلیل رویکرد محتاطانهشان، آنها به عنوان گریهگویان برچسبگذاری شدند.
the fraidy-cats refused to even look at the haunted house.
گریهگویان حتی به خانه گوشتگوشت نگاه کردن را نیز بازماندند.
don't let them call you fraidy-cats; be confident!
دستدهی را اجازه ندهید که شما را گریهگویان بخوانند؛ اعتماد به نفس باشید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید