frailties

[ایالات متحده]/ˈfreɪl.tiz/
[بریتانیا]/ˈfreɪl.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ضعیف یا ظریف بودن؛ ضعف در شخصیت یا رفتار؛ نقص‌ها یا کوتاهی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

human frailties

ضعف های انسانی

frailties exposed

ضعف های آشکار شده

acknowledge frailties

تصدیق ضعف ها

frailties revealed

ضعف های آشکار شده

overcome frailties

غلبه بر ضعف ها

frailties of life

ضعف های زندگی

frailties within

ضعف های درونی

frailties acknowledged

ضعف های تصدیق شده

recognize frailties

تشخیص ضعف ها

frailties of humanity

ضعف های انسانیت

جملات نمونه

we must accept our frailties as part of being human.

ما باید ضعف‌های خود را به عنوان بخشی از وجود انسان بپذیریم.

his frailties were evident during stressful situations.

ضعف‌های او در شرایط استرس‌زا آشکار بود.

everyone has frailties that can be improved over time.

همه افراد ضعف‌هایی دارند که می‌توان آنها را در طول زمان بهبود بخشید.

she learned to embrace her frailties rather than hide them.

او یاد گرفت که به جای پنهان کردن، ضعف‌های خود را بپذیرد.

his frailties did not define his character.

ضعف‌های او شخصیت او را تعریف نکرد.

understanding our frailties can lead to personal growth.

درک ضعف‌های ما می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

she spoke openly about her frailties in the interview.

او در مصاحبه به طور آشکار درباره ضعف‌های خود صحبت کرد.

his frailties often made him more relatable to others.

ضعف‌های او اغلب باعث می‌شد که دیگران بیشتر با او ارتباط برقرار کنند.

they supported each other through their frailties.

آنها از طریق ضعف‌های یکدیگر از یکدیگر حمایت کردند.

recognizing our frailties is the first step to overcoming them.

تشخیص ضعف‌های ما اولین قدم برای غلبه بر آنهاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید