framboises

[ایالات متحده]/fræmˈbɔɪz/
[بریتانیا]/fræmˈbɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شربت تمشک; لیکور تمشک; تمشک

عبارات و ترکیب‌ها

framboise tart

تارت تمشک

framboise sauce

سس تمشک

framboise liqueur

شراب تمشک

framboise sorbet

شربت تمشک

framboise mousse

ماوس تمشک

framboise jam

ژله تمشک

framboise cocktail

کوکتل تمشک

framboise cheesecake

چیزکیک تمشک

framboise vinaigrette

وینگرت تمشک

framboise parfait

پارفه تمشک

جملات نمونه

she loves to make framboise jam every summer.

او عاشق درست کردن مربایframboise هر تابستان است.

framboise is a popular flavor for desserts.

framboise یک طعم محبوب برای دسرها است.

he ordered a framboise tart for dessert.

او یک تارت framboise برای دسر سفارش داد.

the framboise sauce adds a nice touch to the dish.

سس framboise یک حس خوب به غذا اضافه می کند.

we enjoyed a refreshing framboise smoothie.

ما از یک اسموتی framboise خنک لذت بردیم.

framboise liqueur is often used in cocktails.

شراب framboise اغلب در کوکتل ها استفاده می شود.

she decorated the cake with framboise puree.

او کیک را با پوره framboise تزئین کرد.

framboise can be used in savory dishes as well.

framboise را می توان در غذاهای دلپذیر نیز استفاده کرد.

he picked fresh framboise from the garden.

او framboise تازه را از باغ چید.

they served framboise sorbet at the party.

آنها در مهمانی sorbet framboise سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید