frangipani

[ایالات متحده]/ˌfræn(d)ʒɪ'pɑːnɪ/
[بریتانیا]/ˌfrændʒɪ'pæni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرانجیپانی، نوعی گل با عطر شیرین و قوی.
Word Forms

جملات نمونه

The frangipani tree bloomed with beautiful white flowers.

درخت فرنگیپانی با گل‌های سفید زیبا شکوفا شد.

She wore a frangipani-scented perfume that reminded him of tropical vacations.

او عطر معطر به فرنگیپانی پوشیده بود که او را به تعطیلات گرمسیری یاد می‌آورد.

The frangipani lei added a touch of elegance to her outfit.

گردنبند فرنگیپانی ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد.

The frangipani blossoms filled the air with a sweet fragrance.

شکوفه‌های فرنگیپانی هوا را با رایحه‌ای شیرین پر کردند.

She painted a frangipani design on her nails for a tropical-themed party.

او طرح فرنگیپانی را روی ناخن‌های خود برای یک مهمانی با مضمون گرمسیری نقاشی کرد.

The resort had frangipani trees lining the pathways, creating a picturesque setting.

رزورت دارای درختان فرنگیپانی در امتداد مسیرها بود و صحنه‌ای زیبا ایجاد می‌کرد.

She placed a frangipani flower behind her ear as a traditional Hawaiian symbol.

او یک گل فرنگیپانی را پشت گوش خود به عنوان نماد سنتی هاوایی قرار داد.

The frangipani petals fell gently to the ground, creating a carpet of white.

گلبرگ‌های فرنگیپانی به آرامی روی زمین افتادند و یک فرش سفید ایجاد کردند.

He brought her a bouquet of frangipanis as a romantic gesture.

او یک دسته گل فرنگیپانی به عنوان یک حرکت عاشقانه برای او آورد.

The frangipani tree in the garden provided shade and beauty on hot summer days.

درخت فرنگیپانی در باغ سایه و زیبایی را در روزهای گرم تابستان فراهم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید