fraternizes

[ایالات متحده]/ˈfrɑːtənʌɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfrætərnaɪzɪz/

ترجمه

v. با کسی ارتباط برقرار کردن یا دوستی تشکیل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

fraternizes with

با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes openly

به طور آشکارا با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes frequently

اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes secretly

به طور مخفیانه با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes often

اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes casually

به صورت غیررسمی با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes closely

با صمیمیت با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes regularly

به طور منظم با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes with peers

با همکاران ارتباط برقرار می‌کند

fraternizes at work

در محل کار با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کند

جملات نمونه

he often fraternizes with his colleagues after work.

او اغلب با همکارانش بعد از کار معاشرت می‌کند.

the club encourages members to fraternize during events.

باشگاه از اعضا می‌خواهد در طول رویدادها معاشرت کنند.

she fraternizes with students from different backgrounds.

او با دانشجویانی از پیشینه‌های مختلف معاشرت می‌کند.

they fraternize at the annual company retreat.

آنها در اردوی سالانه شرکت با یکدیگر معاشرت می‌کنند.

it's important to fraternize with your neighbors.

معاشرت با همسایگان مهم است.

he tends to fraternize with people in higher positions.

او معمولاً با افرادی که در موقعیت بالاتری هستند معاشرت می‌کند.

the charity event was a great opportunity to fraternize.

این رویداد خیریه فرصت خوبی برای معاشرت بود.

they often fraternize at the local coffee shop.

آنها اغلب در کافه محلی با یکدیگر معاشرت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید