fraternizes with
با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes openly
به طور آشکارا با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes frequently
اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes secretly
به طور مخفیانه با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes often
اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes casually
به صورت غیررسمی با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes closely
با صمیمیت با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes regularly
به طور منظم با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes with peers
با همکاران ارتباط برقرار میکند
fraternizes at work
در محل کار با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
he often fraternizes with his colleagues after work.
او اغلب با همکارانش بعد از کار معاشرت میکند.
the club encourages members to fraternize during events.
باشگاه از اعضا میخواهد در طول رویدادها معاشرت کنند.
she fraternizes with students from different backgrounds.
او با دانشجویانی از پیشینههای مختلف معاشرت میکند.
they fraternize at the annual company retreat.
آنها در اردوی سالانه شرکت با یکدیگر معاشرت میکنند.
it's important to fraternize with your neighbors.
معاشرت با همسایگان مهم است.
he tends to fraternize with people in higher positions.
او معمولاً با افرادی که در موقعیت بالاتری هستند معاشرت میکند.
the charity event was a great opportunity to fraternize.
این رویداد خیریه فرصت خوبی برای معاشرت بود.
they often fraternize at the local coffee shop.
آنها اغلب در کافه محلی با یکدیگر معاشرت میکنند.
fraternizes with
با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes openly
به طور آشکارا با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes frequently
اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes secretly
به طور مخفیانه با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes often
اغراقاً با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes casually
به صورت غیررسمی با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes closely
با صمیمیت با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes regularly
به طور منظم با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
fraternizes with peers
با همکاران ارتباط برقرار میکند
fraternizes at work
در محل کار با افراد دیگر ارتباط برقرار میکند
he often fraternizes with his colleagues after work.
او اغلب با همکارانش بعد از کار معاشرت میکند.
the club encourages members to fraternize during events.
باشگاه از اعضا میخواهد در طول رویدادها معاشرت کنند.
she fraternizes with students from different backgrounds.
او با دانشجویانی از پیشینههای مختلف معاشرت میکند.
they fraternize at the annual company retreat.
آنها در اردوی سالانه شرکت با یکدیگر معاشرت میکنند.
it's important to fraternize with your neighbors.
معاشرت با همسایگان مهم است.
he tends to fraternize with people in higher positions.
او معمولاً با افرادی که در موقعیت بالاتری هستند معاشرت میکند.
the charity event was a great opportunity to fraternize.
این رویداد خیریه فرصت خوبی برای معاشرت بود.
they often fraternize at the local coffee shop.
آنها اغلب در کافه محلی با یکدیگر معاشرت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید