freelancing

[ایالات متحده]/ˈfriːlɑːnsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfriːˌlæn.sɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کردن به عنوان فریلنسر

عبارات و ترکیب‌ها

freelancing jobs

کارهای آزاد

freelancing income

درآمد آزاد

freelancing platform

پلتفرم آزاد

freelancing career

مسیر شغلی آزاد

freelancing services

خدمات آزاد

freelancing opportunities

فرصت‌های آزاد

freelancing skills

مهارت‌های آزاد

freelancing tips

نکات آزاد

freelancing community

جامعه آزاد

freelancing experience

تجربه آزاد

جملات نمونه

freelancing allows for a flexible work schedule.

فریلنسینگ این امکان را فراهم می‌کند که برنامه کاری انعطاف‌پذیری داشته باشید.

many people enjoy freelancing because of its independence.

بسیاری از افراد به دلیل استقلال، از فریلنسینگ لذت می‌برند.

freelancing can provide additional income opportunities.

فریلنسینگ می‌تواند فرصت‌های درآمدی اضافی فراهم کند.

she found freelancing to be a rewarding career choice.

او فریلنسینگ را به عنوان یک انتخاب شغلی ارزشمند یافت.

freelancing requires strong self-discipline and time management.

فریلنسینگ نیاز به خودانضباطی قوی و مدیریت زمان دارد.

networking is essential for successful freelancing.

شبکه‌سازی برای فریلنسینگ موفق ضروری است.

freelancing can sometimes lead to unstable income.

فریلنسینگ گاهی اوقات می‌تواند منجر به درآمد ناپایدار شود.

many freelancers work from home to save on commuting costs.

بسیاری از فریلنسرها از خانه کار می‌کنند تا در هزینه‌های رفت و آمد صرفه‌جویی کنند.

freelancing allows you to choose your own clients.

فریلنسینگ به شما این امکان را می‌دهد که مشتریان خود را انتخاب کنید.

she enjoys the creativity that comes with freelancing.

او از خلاقیت‌هایی که با فریلنسینگ همراه است لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید