freemen

[ایالات متحده]/ˈfriːmən/
[بریتانیا]/ˈfriːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که برده یا رعیت نیستند; افرادی با حقوق کامل در یک شهر یا جامعه

عبارات و ترکیب‌ها

freemen rights

حقوق آزادمن

freemen society

جامعه آزادمن

freemen status

وضعیت آزادمن

freemen contract

قرارداد آزادمن

freemen oath

سوگند آزادمن

freemen community

جامعه آزادمن

freemen privileges

مزایای آزادمن

freemen laws

قوانین آزادمن

freemen assembly

مجمع آزادمن

جملات نمونه

freemen have the right to choose their own paths in life.

آزادان حق دارند مسیر زندگی خود را انتخاب کنند.

in ancient times, freemen were often respected members of society.

در زمان‌های قدیم، آزادان اغلب اعضای محترم جامعه بودند.

freemen can participate in the decision-making process.

آزادان می‌توانند در فرآیند تصمیم‌گیری شرکت کنند.

many freemen fought for their rights and freedoms.

آزادان زیادی برای حقوق و آزادی‌های خود جنگیدند.

freemen are entitled to own property and conduct business.

آزادان حق دارند مالکیت داشته باشند و کسب و کار انجام دهند.

throughout history, freemen have played vital roles in communities.

در طول تاریخ، آزادان نقش‌های حیوی در جوامع ایفا کرده‌اند.

freemen often enjoy greater privileges compared to serfs.

آزادان اغلب از امتیازات بیشتری نسبت به رعیت‌ها برخوردارند.

being a freeman means having autonomy over one’s life.

آزاد بودن به معنای داشتن خودمختاری بر زندگی خود است.

freemen advocate for justice and equality in society.

آزادان از عدالت و برابری در جامعه حمایت می‌کنند.

in some cultures, freemen are celebrated during festivals.

در برخی فرهنگ‌ها، آزادان در جشنواره‌ها مورد تجلیل قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید